محمد مهدى ملايرى
326
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
شايسته باشد و از ميان شش پسر خود خردمندتر و بهتر از همه هرمز بود ؛ پس كارآگهان را فرمود كه نهانى مراقب اعمال و گفتار او باشند و به شاه گزارش دهند و چون او را چنان كه مىخواست يافت ، بزرجمهر را دستور داد تا موبدان و ردان را بخواند و در انجمنى هرمز را به دانش آزمايش كنند و بزرجمهر نيز چنين كرد و : جهانجوى هرمزد را خواندند * بر نامدارانش بنشاندند آنگاه از هر درى از وى پرسشها كردند و هرمز پاسخ گفت . اين سؤال و جوابها به تفصيل در 83 بيت از شاهنامه منظوم گرديده و مجموع اين داستان شامل يكصد و نه بيت است كه با اين دو بيت پايان مىپذيرد : شهنشاه كسرى به دو خيره ماند * بسى آفرين كيانى بخواند ز گفتار او انجمن شاد گشت * دل شهريار از غم آزاد گشت « 1 » و چنان كه از شاهنامه برمىآيد پس از اين امتحان بوده كه عهد انوشروان به هرمزد نوشته شده و ما از آن ياد كرديم . از ميان اين سه نوشته كه از اسناد ساسانى در اختيار فردوسى بوده از دوتاى از آنها يعنى پندنامه و عهدنامه سابقا ذكرى رفته و در مآخذ عربى نيز منعكس است ولى از اين سند سوم كه متضمن داستان تعليم و تربيت هرمز و كيفيت امتحان و سؤال و جوابهاى آن بوده مطالب آن به اين تفصيل كه در فردوسى آمده در مآخذ عربى منعكس نشده و به احتمال قوى اين كتاب « تربية هرمز بن كسرى انوشروان » كه جزء تأليفات احمد بن ابى طاهر ذكر شده ترجمهء عربى همان نوشتهاى است كه در اختيار فردوسى بوده و يا اينكه كتابى بر اساس همان ترجمه بوده است . و چيزى كه بر قوت اين احتمال مىافزايد اين است كه احمد بن ابى طيفور خود از خاندانى ايرانى و خراسانى بوده و در دورهاى مىزيسته كه ترجمهء آثار ايرانى به زبان عربى بازار گرم و پررونقى داشته و خود او نيز مدتها به شغل معلمى مشغول بوده و به تناسب شغل خود هم با همين آثار اخلاقى و تربيتى ايران سروكار داشته است .
--> ( 1 ) . شاهنامه ، چاپ خاور ، ج 4 ، ص 552 - 546 .