محمد مهدى ملايرى

322

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بعضى از اين‌گونه آثار او را هم ترجمه‌اى مستقيم از آثار فارسى ساسانى بشماريم . نكته قابل توجه ديگر در اين شرح حال متهم بودن على بن عبيدة به زندقه است كه خود راهنماى ديگرى به خصوصيات فكرى و منابع معلومات او است . دربارهء كلمه زندقه و اينكه آيا اين كلمه از كجا آمده و زنديق در اصل به پيروان چه كيش و آئينى گفته مىشده تحقيقات خوب و سودمندى شده ؛ منظور ما در اينجا بحث در آن نيست « 1 » ؛ منظور در اينجا اشاره به مفهوم كلىترى از اين كلمه است كه در قرنهاى نخستين اسلامى بازار گرم و پررونقى يافته و كم‌كم به شكل تهمتى ناپسند درآمده بود كه عموما كسانى را كه در گفته‌ها يا نوشته‌هاى خود در دائره سنتهاى فكرى و اجتماعى عربى محدود نمىمانده و سخنان تازه و ناآشنايى مىگفته يا مىنوشته‌اند بدان متهم مىساخته‌اند . علت اينكه موج اتهام به زندقه در دورهء عباسى و آن هم در عراق بالا گرفت تا جايى كه براى مبارزهء با آن در دستگاه خلافت منصب تازه‌اى به نام « صاحب الزنادقه » به وجود آمد همين بود كه در همين دوره در همين سرزمين ايران بود كه نخستين‌بار سنتهاى عربى كه از زندگى ساده عرب حجاز و صحراى عربستان سرچشمه مىگرفت با آيين و روش ديگر و سخنان و انديشه‌هايى برخورد مىكرد كه براى اعراب تازگى داشت و به آسانى قابل پذيرش نبود . و همين سخنان و انديشه‌ها بود كه تا وقتى در روشهاى مأنوس عربى به صورت تحولى خفيف جلوه مىكرد با كلمهء « بديع » توصيف مىشد كه نماينده نوآورى پسنديده و دلپذير بود ، ولى همين‌كه با يكى از سنتهاى ريشه‌دار فكرى يا اجتماعى آنها برخورد مىكرد به كلمهء « بدعت » تبديل مىشد كه تهمتى سخت و ناهنجار بود . و چون بسيارى از سنتهاى عربى هم با آنكه اساس اسلامى نداشت در بين مسلمانان به عنوان سنتهاى اسلامى معروف شده بود ازاين‌رو « بدعت »

--> ( 1 ) . براى اطلاع در اين مورد مىتوان به كتاب بسيار سودمند مرحوم تقىزاده به نام ( مانى و دين او ) مراجعه نمود .