محمد مهدى ملايرى
315
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
« و فى عهد ملك من ملوك الفرس لابنه » اين قطعهء كوچكى است كه مسكويه آن را در ضمن چند قطعهء كوچك ديگر آورده و ما عنوان آن را براى هرچند قطعه برگزيديم . دربارهء آن دسته از نوشتههاى ساسانى كه ترجمهء عربى آنها به نام « عهد » خوانده شده پيش از اين توضيحى داده شده و تا اينجا چند كتاب از اين نوع هم كه ترجمهء آنها در زبان عربى شناخته بوده چه آنها كه نام و نشانى از آنها در دست هست يا آنها كه نيست معرفى گرديده . قطعهاى كه مسكويه در اينجا آورده در متونى كه از بعضى « عهد » ها در دست است ديده نشد بنابراين مىتوان آن را قطعهاى از يكى از « عهد » هاى مفقود دانست . و اما قطعات كوچك ديگرى كه با اين « عهد » ذكر شده يكى سخنانى است از « جمشيد » شامل دستورالعملهايى به متصديان امور دولت مانند دبير ديوان رسائل ، و متصدى امر خراج ، و فرمانده سپاه ، و رئيس نگهبانان ، و رئيس شرطه ، و پردهدار ، و خادم ، و مهردار سلطنتى ، و رئيس ديوان نفقات ، و صاحب زمام . و قطعه ديگر گفتارى است منسوب به هرمز شاه خطاب به كارگزار خودش در اهواز و معتمدش بر كورههاى دجله كه در اينجا به نام خورشيد ناميده شده و شامل دستورهايى است كه جنبههاى اخلاقى آنها بيشتر از جنبههاى ديگر است . در بين آثار دورهء ساسانى كه اثرى از ترجمه عربى آنها در كتاب مسكويه به ما رسيده جز همين دو قطعه نوشته خاصى به نام جمشيد و هرمز ديده نمىشود ، احتمال مىرود كه مسكويه آنها را از مجموعههايى كه شامل سخنان متفرقه اخلاقى بودهاند انتخاب نموده باشد همچنان كه احتمال مىرود كه بين آثار ترجمه شده به عربى كه در دست داشته مجموعههاى خاصى هم از سخنان هر يك از اين شاهان وجود داشته است . در اين قسمت يك قطعه ديگر نيز وجود دارد كه منسوب به آذرباد است و ما دربارهء آن در بخش دوم اين كتاب سخن خواهيم گفت .