محمد مهدى ملايرى
316
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
« فصل من كلام حكيم آخر فارسى » در ذيل اين عنوان قطعات چندى كوچك و بزرگ از گفتهء چند حكيم ايرانى نقل شده و در هيچ يك از آنها نام گوينده ذكر نشده تا معلوم شود آيا اين قطعات نيز از گفتههاى حكمايى است كه در كتاب نام آنها برده شده يا نه ، گرچه احتمال نخست ضعيف است زيرا از طرز بيان مسكويه چنين معلوم مىشود كه اين حكيمان غير از آنهايى هستند كه در گذشته از آنها نام برده است . عنوان اين فصل كه در نسخهء عربى به همين صورتى است كه در بالا نقل شد در ترجمهء فارسى جاودان خرد كه وصف آن گذشت به اين صورت است « ايضا من حكماء الفرس يسمى برزويه الحكم » كه از آن مىتوان احتمال داد كه در نسخهاى كه از كتاب مسكويه در اختيار مترجم فارسى بوده اين قطعه به نام برزويه الحكيم ثبت بوده ، و هرگاه بپذيريم كه بزرجمهر و برزويه هر دو نام يك شخص بودهاند « 1 » مىتوان اين قطعه را هم جزء آثار بزرجمهر به شمار آورد . در اين قسمت مسكويه از چهار حكيم فارسى مطالبى نقل كرده كه چنان كه گفتيم با عنوان عام به صورتى كه در اين عنوان آمده و يا به صورت « قال آخر » يا « و قال آخر لتلميذه » است . سه قطعه نخستين از اين قطعات كوتاه غالبا در چند سطر است ، ولى قطعهء آخر نسبة مفصل و شش صفحه از كتاب را دربر مىگيرد . « 2 » اين قطعه كه با اين عبارت شروع مىشود : « لسنا بالكدّ فى طلب المتاع الذى نلتمس به دفع الضّرّ و العيلة باحقّ منّا بالكدّ فى طلب العلم الذى نلتمس به صلاح الدين و الدنيا » بر خلاف غالب آثار اخلاقى ساسانى كه از جملههاى كوتاه و مضامين جدا و تعاليم جزئى اخلاقى تشكيل مىشوند ،
--> ( 1 ) . شايد انتساب سخنان حكيمانه به بزرويه كه به عنوان طبيب معروف بوده نه حكيم ، مؤيّدى براى اين نظر باشد همچنانكه نقل سخنانى در پزشكى از بزرجمهر در كتاب خردنامه نيز مؤيد ديگرى بر يكى بودن اين دو نام خواهد بود . خردنامه ، ص 16 و 17 ذيل عنوان : « گفتار بزرجمهر اندر نكتهاى چند كه به علم پزشكى تعلق دارد » . ( 2 ) . الحكمة الخالدة ، ص 74 - 68 .