محمد مهدى ملايرى

314

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مىشده « 1 » است . روش اين قطعه هم به صورت پرسش و پاسخ و از نوع همان نوشته‌هايى است كه گفتيم در ادبيات ساسانى معمول و متداول بوده . چيزى كه ممكن است اين احتمال را تضعيف كند اين است كه در نام كتابى كه در الفهرست ذكر شده از ملك روم و بقراط رومى هم ذكرى رفته ولى در اين قطعه نامى از آنها نيست . قبل از اين در شرح قطعه‌اى كه با عنوان « حكم كسرى قباد » از كتاب مسكويه نقل كرديم « 2 » ديديم كه در عنوان آن قطعه هم نامى از ملك روم به عنوان سؤال‌كننده برده شد ولى در اصل قطعه هيچ نامى از او نبود و از اين مىتوان استنباط كرد كه اين اسامى را فقط براى بيان اهميت و جلب توجه بيشتر در عنوانها اضافه مىكرده‌اند و اصل نوشته‌ها فقط شامل مطالب اخلاقى بوده به صورت پرسش و پاسخ و سؤال‌كننده هم معمولا نامعلوم است . « 3 » « حكم لبهمن الملك » بهمن يكى ديگر از پادشاهان داستانى ايران است كه به علم و حكمت معروف گرديده و در ادبيات اخلاقى ساسانى سخنانى در مواعظ و آداب به دو نسبت داده شده و اين قطعه هم كه مسكويه نقل كرده « 4 » مجموعه‌اى است از سخنان او و حكمايى كه بنابه روايت به دستور او براى گفت‌وگو در حكم و مواعظ گرد آمده بودند . تفصيل بيشتر دربارهء اين قطعه در بخش دوم اين كتاب كه اين قطعه در آنجا ترجمه و نقل شده و با مقدمهء مفصلى به چاپ رسيده است خواهد آمد .

--> ( 1 ) . « لما استنم انوشروان كتاب ( المسائل ) قال فى آخره : قد كنت للعقل فى الحداثة مؤثّرا و للعلم محبّا و عن كل تعليم مفتّشا . . . » . ( 2 ) . در همين كتاب به شمارهء 5 از منقولات مسكويه مراجعه شود . ( 3 ) . براى اطلاع بيشتر دربارهء اين كتاب به بخش دوم از همين كتاب رجوع كنيد . ( 4 ) . الحكمة الخالدة ، ص 61 .