محمد مهدى ملايرى
299
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بوده كه گذشته از خردمندى و فرزانگى از نويسندگان نامى و بزرگ زبان عربى نيز بهشمار مىرفته است تا جايى كه صاحبنظران در فن نويسندگى عربى گفتهاند : « فن نويسندگى در عربى با عبد الحميد « 1 » آغاز شد و با ابن عميد پايان يافت » . اين وزير دانشمند به جمع و مطالعه كتاب علاقهاى فراوان داشت به طورى كه در هر سفر چندين بار كتاب با خود برمىداشت ، و بهسبب همين علاقه و دلبستگى بود كه كتابخانهاى بزرگ فراهم آورده بود كه افزون از يكصدبار كتاب داشت و آن را بسيار عزيز و گرانبها مىشمرد ، بهحدى كه وقتى در آشوبى كه سپاهيان خراسان برپا ساختند و خانه و اصطبلها و گنجينههاى او را تاراج كردند و هرچه داشت به يغما بردند شب هنگام كه به خانه برگشت و در خانه خود حتى تكه فرشى كه برآن نشيند و يا كوزهاى كه از آن آب بياشامد نيافت و بدين سبب بسيار غمگين گرديد ، همينكه از مسكويه كتابدار خود شنيد كه به كتابخانه وى آسيبى نرسيده غم خود را فراموش كرد و شادمان شد . « 2 » و از آنجا كه وزيران ايرانى در همه دورههاى اسلامى ، چه در دستگاه خلافت يا در دولتهاى محلى هميشه دولت ساسانى و روش كشوردارى پادشاهان معروف آن دوران را سرمشق خويش قرار مىدادهاند ، و غالبا مردانى فاضل و دانشدوست هم بودهاند ازاينرو به جمع كتابها و رسالههايى كه در اين زمينهها و يا در زمينههاى تربيت و آداب و اخلاق از پادشاهان و يا بزرگان ايران روايت مىشده دلبستگى داشتهاند ، و بدين ترتيب مىتوان گفت كه در كتابخانهء بزرگ ابن عميد مجموعههاى مهمى از كتابها و رسالههايى كه در زمينههاى ادب و اخلاق از آثار پيشينيان از دوره ساسانى به زبان عربى ترجمه شده بوده و شايد هم اصول فارسى و پهلوى آنها نيز وجود داشته است و به همين جهت هم هست كه در تأليفات مسكويه كه مدت هفت سال مداوم با آن كتابها سروكار داشته
--> ( 1 ) . عبد الحميد بن يحيى دبير مروان آخرين خليفه اموى بود كه براى نامهنگارى ديوانى در زبان عربى آيينى نو نهاد . وى نيز از ايرانيان بود و چنان كه نوشتهاند آيين نامهنگارى ديوانى را از فارسى به عربى نقل نمود . ( ابو هلال العسكرى ، الصناعتين ، ص 51 ) . ( 2 ) . تجارب الامم ، ج 2 ، ص 224 .