محمد مهدى ملايرى
256
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ترجمههاى عربى و اسلامى داشته كه غالبا از منابع خارجى در آن راه يافته در گسترش و تنوع آن بسيار مؤثر شناخته شدهاند . گفتوگوى ما در اينجا دربارهء سرچشمههاى ايرانى ادب و حكمت عربى و اسلامى و معرفى بعضى از آثارى است كه در تحول و شكل بخشيدن به آن ذىاثر بودهاند . ادب اخلاقى و ايرانيان عصر ساسانى ايرانيان در عصر ساسانى عشق و علاقهء زيادى به نوشتهها و گفتههايى كه شامل مضامين اخلاقى بوده داشتهاند . اينكه مىگوييم در عصر ساسانى ، بدان جهت است كه اطلاعات ما در اين زمينه هرچه هست از اين عصر است و آنچه هم از پيشينيان و دانايان روزگار كهن روايت شده باز به اين عصر برمىگردد ، و گرنه دليلى نيست كه اينگونه مضامين از قديم در ايران رونق و رواجى نداشته است . نوشتهاند علت اين هم كه ايرانيان عصر ساسانى در استقبال از ترجمهء كليله و دمنه چنان شور و شعفى از خود نشان دادند اين بود كه اين كتاب هم در بيان مطالب اخلاقى شبيه همان اندرزها و كتابهايى بود كه در نصيحت و حكمت عملى در ادبيات آن عصر وجود داشت . « 1 » اين عشق و علاقه ايرانيان به اينگونه مضامين اخلاقى به دوران اسلامى نيز سرايت نمود ، و گوشهاى از آن در آثار مؤلفان اسلامى نيز منعكس گرديد . جاحظ نوشته است : ايرانيان بهسبب اهتمام و عنايتى كه به اينگونه مضامين داشتهاند موعظهها و پندهاى عام المنفعه را هم مانند تاريخ حوادث عظيم و امورى كه نشانهء سرفرازى و افتخاراتشان بوده علاوه بر كتب بر صخرههاى عظيم نيز مىنگاشته يا در بناهاى بزرگ به يادگار مىگذاشتهاند . « 2 » در كتب جغرافى نويسان و جهانگردان قرنهاى نخستين اسلامى هم در ضمن شرح بعضى از آثارى كه از دورههاى پيش از اسلام در ايران برجاى بوده مطالبى ديده مىشود كه گفته
--> ( 1 ) . Christensen IR . Sass P . 426 ( 2 ) . المحاسن و الاضداد ، ص 201 .