محمد مهدى ملايرى

257

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

جاحظ را تأييد مىكند ، و از آن جمله است شرحى كه ابن الفقيه همدانى دربارهء صخره عظيمى در نزديكى همدان نوشته و از نوشته‌اش پيدا است كه خود آن را ديده بوده . بنابراين شرح ، در سينه كوهى در نزديكى همدان دو طاق بزرگ حجارى شده وجود داشته كه در هر طاق سه لوح از سنگ‌تراش تعبيه شده و در هر لوحى بيست سطر در حكم و مواعظ نگاشته بوده است . « 1 » به نگاشتن اين‌گونه حكمتها و دانشها بر سنگ در منظومه كليله و دمنه رودكى نيز اشاره‌اى شده است . « 2 » اهميتى كه اين رشته از ادب را در آن دوران بوده باعث گرديده بود كه در طراز لباسها و حاشيهء فرشها يا كنارهء سفره‌ها يا در ميان بعضى از ظروف به‌جاى نقش و نگار يا در ضمن نقش و نگار سخنان كوتاه و پندآميز بنويسند . در تاريخها و كتابهاى ادبى گاهى به عباراتى از اين قبيل برمىخوريم كه به گفتهء ناقل از يكى از همين محلها نقل شده‌اند . مسعودى از خوان بزرگى متعلق به انوشروان گفت‌وگو مىكند كه بر گرداگرد آن با جواهر گوناگون سخنان حكمت‌آميز نوشته بودند « 3 » و در ادبيات فارسى منظومه‌اى از همين قبيل از آثار گذشته به نام « راحة الانسان » يا « پندنامهء انوشروان » موجود است كه بنابر مقدمهء آن محتواى آن پندهايى بوده كه بر تاج انوشروان نگاشته بوده است « 4 » ، و در خردنامه ، از نوشته‌هاى

--> ( 1 ) . البلدان ، ص 243 . ( 2 ) . مردمان بخرد اندر هر زمان * راه دانش را به هرگونه زبان گرد كردند و گرامى داشتند * تا به سنگ اندر همى بنگاشتند ( سعيد نفيسى به نقل از تحفة الملوك ، مجله مهر - سال اول شمارهء 6 ، ص 474 ) . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 204 . ( 4 ) . اين منظومه يك بار در مجموعه شفر Scheffer به سال 1883 در پاريس چاپ شده و بار ديگر مرحوم سعيد نفيسى آن را در سال دوم مجله مهر به چاپ رسانيد بعضى ابيات اين منظومه در همين موضوع چنين است : چو يك چند در پادشاهى بماند * هنر را به تخت شهى برنشاند يكى تاج فرمود گوهر نگار * برو درّ و ياقوت برده به كار