محمد مهدى ملايرى

250

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نقطهء خاور و هنگامى در آخرين مرز باختر ، يك بار در ناحيهء جنوب ، و بار ديگر سوى شمال . آنانرا كه بدانها بدگمان بودم به سرزمينى جز سرزمين خودشان كوچاندم ، بر شهرهاى تركان خراجها نهادم ، و آتشكده‌ها در قسطنطنيه « 1 » برپا ساختم . همواره بر فراز كوههاى بلند شدم و از آنها فرود آمدم ، و سنگلاخها را پس از بيابانها درنورديدم ، و بر ناگواريها و هول و هراسها شكيبيدم ، و با سرما و گرما دست‌وپنجه نرم كردم ، و ترس دريا و خطر دشتهاى خشك و سوزان را بر خود خريدم . همهء اينها براى بدست آوردن آن چيزى بود كه خداوند آن را براى شما فراهم ساخت . يعنى زبونى دشمنان ، و آرامش كشور ، و گشوده شدن درهاى روزى ، و يافتن بزرگى و سرافرازى ، و رسيدن به آنچه كه بدان رسيديد . اكنون خداوند و داده‌هاى او را سپاس كه شما را در نعمت و روزى به پايه‌اى بلند رسانيد ، و از بزرگى و سرافرازى فضيلتى بزرگ ارزانى فرمود ، و دشمنان شما را بشكست و آنانرا به هلاكت رساند ، و اكنون آنان يا كشتگانى هلاك شده‌اند و يا زندگانى مطيع و فرمانبردار شما . « براى شما دشمنانى مانده است كه شمارهء آنان كم ولى نيروى آنان سخت و شوكتشان بس عظيم است . اينها كه برجاى مانده‌اند به نظر من براى شما ترسناكتر و براى زبون ساختن و چيره شدن بر شما تواناتر از دشمنان شمشيرزن نيزه‌گذار اسب‌تاز مىباشند كه شما بر آنها دست يافتيد . و اگر شما اى مردم ، بر اين دشمن دوم نيز به همانگونه پيروز شويد كه بر آن دشمنى كه با آن به جنگ برخاستيد و كار را بر او تنگ گرفتيد و او را زبون ساختيد ، در آن هنگام است كه پيروزى و نيرو و سرافرازى و نعمت و برترى و يگانگى و پندآموزى و آرامش و صلح و سلامت شما كامل گردد . و اگر در اين كار كوتاه آئيد و سستى روا داريد و اين دشمن بر شما چيره‌دست گردد آن پيروزى گذشته كه شما را بر دشمنانتان در خاور و باختر و شمال و جنوب حاصل آمد براى شما پيروزى نتواند بود . پس

--> ( 1 ) . لابد مقصود شهرهاى روم است كه پس از جنگها به تصرف انوشروان درآمده نه شهر قسطنطنيه كه پايتخت روم شرقى بوده و هيچگاه به تصرف وى درنيامده بوده است .