محمد مهدى ملايرى

25

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

عربى زبان كار ايرانيان با اين تحول بزرگ كه در زبان و ادب عربى روى داد تحولى هم همچنان بزرگ در ادب و فرهنگ ايرانيان حاصل آمد زيرا از اين زمان كه زبان عربى زبان دينى ايرانيان گرديده بود غالب علماى ايران هم دوزبانى شدند يكى زبان فارسى كه ملكهء آن را داشتند و زبان زندگى و گفتار و نوشتار آنان در ميان خودشان بود و ديگر زبان عربى كه نخست زبان دينى و سپس تا چندين قرن زبان علمى و ديوانى ايشان گرديده بود و مىبايستى آن را به تعلّم بياموزند . از آن زمان تا چندين قرن هر آن‌كس از ايرانيان كه مىخواست در زمرهء علماى دين درآيد يا در ردهء دانشمندان و اهل فضل قرار گيرد يا به ديوان و ديوانيان دستگاه خلافت بپيوندند مىبايستى عربى را تا آن حدّ كه نياز وى را برآورد فرا گيرد . و به همين سبب بود كه زبان عربى هم ناقل ادب و فرهنگ ايران گرديد و پيوسته و در تمام دوران اسلامى در قرنهاى نخستين اسلامى به‌طور عمده و در قرنهاى بعد در كنار زبان فارسى يكى از دو زبانى بوده است كه ثمرهء ذوق و قريحه و انديشه و خرد مردم اين سرزمين را در جاى خود داده است . و امروز هم با اين‌كه زبان عربى مانند زبان فارسى در ميدان علم و تحقيق هر دو نيازمند زبانهاى ديگراند باز زبان عربى در حوزه‌هاى علوم اسلامى ايران همچنان به عنوان مقدمات تحصيل مىشود . موسى اسوارى و ديگر جاحظ از شخصى به نام موسى اسوارى « 1 » نام برده كه سخنورى توانا بوده و

--> ( 1 ) . موسى از اسواران ايرانى بصره بود و اسواران بصره دسته‌اى از سپاهيان ساسانى بودند كه در جنگ خوزستان با شرايطى به ابو موسى اشعرى سردار سپاهيان عرب پيوستند . از جملهء آن شرايط اين بود كه در هر كجا خود مايل باشند اقامت كنند و با هر قبيله‌اى از اعراب كه خود انتخاب كنند هم‌پيمان شوند و در نتيجه اين شرايط بصره را براى اقامتگاه خود برگزيدند و با -