محمد مهدى ملايرى

248

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آغاز كردم . نخست به سرگذشت و شرح حال نياكان خود از گشتاسپ تا قباد نزديكترين پدران خود نظر كردم ، و از تمام آنها آنچه را به خير و صلاح ديدم برگرفتم و آنچه را فاسد و تباه يافتم واگذاشتم ، و نگذاشتم كه محبت و بزرگداشت پدران ما را به پذيرفتن آن سنتهائى كه خيرى در آنها نبود وادار سازد . بلكه در اين امر رضاى خداى تعالى و سپاس و فرمانبردارى او را در نظر گرفتم . و چون از نظر كردن در سيرت پدران خود فراغت يافتيم - و از آنرو بدانها آغاز كرده بوديم كه آنها در خور آن بودند - و در اين كار از پيروى هيچ حقى فروگذار نكرديم - چون حق را نزديكترين خويشان يافتيم - آنگاه در سرگذشتها و سيرتهاى مردم روم و هند نظر كرديم ، و از آنها آنچه را ستوده بود برگزيديم « 1 » ، و سنجهء آن را عقل خود قرار داديم ، و با تدبير و شكيبائى نيك و بد آن را باز شناختيم ، و از همهء آنها آنچه را كه زيور سلطنت ما مىشد برگرفتيم و آن را آئين خود گردانيديم ، و نفس خويش را از پيروى هوا و هوس و سركشى بازداشتيم . و آنها ( روميان و هنديان ) را از آنچه از آنها گرفته بوديم آگاه كرديم ، و اين را به آنها خبر داديم ، و هرآنچه را هم از سيرت آنان ناخوش داشتيم به آنها نوشتيم ، و آنها را از پيروى آن نهى كرديم ، و راه صواب را بدانها نموديم ، ليكن هيچكس را بر پيروى دين و ملتى خارج از دين و ملت خويش مجبور نساختيم و آنچه را هم كه داشتيم از آنان دريغ نكرديم ، و باوجود اين آموختن آنچه را كه آنها داشتند نيز بر ما گران نيامد ، زيرا اقرار به شناختن حق و علم و پيروى كردن از آن بزرگترين زينت پادشاهان است ، و بزرگترين زيان ايشان اين

--> ( 1 ) . اين مطالب بيگمان اشاره به موضوع نقل و ترجمهء كتابهاى هندى و يونانى به زبان پهلوى است كه در دورهء انوشروان به عمل آمد . به گفتهء استاد كريستن سن « عهد بزرگ تمدن ادبى و فلسفى ايران با سلطنت خسرو اول آغاز مىشود . » ( ايران در زمان ساسانيان ص 291 ) . و يكى از عوامل پيشرفت فرهنگى اين عصر را ترجمه و نقل آثار يونانى و هندى مىدانند ، زيرا در زمان اين پادشاه بود كه هم فرهنگ يونانى در ايران زنده شد و هم فرهنگ هندى در ميان ايرانيان رواج گرفت ( همان كتاب ص 300 ) . و يكى از كتابهائى كه در همين دوره از هندى به پهلوى ترجمه شده كتاب معروف كليله و دمنه است .