محمد مهدى ملايرى
241
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نمايندگى خود برگزيدهاند گسيل دارند ، و اگر خواستند كه بين نمايندگان خود از مردم عادى و كمشأن نيز بفرستند چنانكه خواهند كنند . و چون همه حاضر شدند ، براى پذيرهء مردم نشستم ، و به آنها در حضور بزرگان و شاهان « 1 » و موبدان و آزادگان و اشراف كشور خود بار دادم ، و سپس به رسيدگى آن نامهها و دادخواهيها پرداختم . هر دادخواهى كه از دست كارداران يا نمايندگان خود ما يا از نمايندگان فرزندان و زنان يا يكى از افراد خاندان ما بود داد آنها بداديم و ستم از آنها برداشتيم و هيچ بيّنه و گواهى بر آن نخواستيم ، زيرا مىدانستيم كه خراجگزاران در برابر اينان زبون و ناتوانند ، و زورمندان و فرمانروايان بر آنها ستم روا مىدارند . و هر دادخواهى كه مردمان يكى از ديگرى داشت و حقيقت آن بر ما روشن گرديد فرمان داديم كه در همان مجلس آن كار را فيصله دهند ، و هرآنچه كشف حقيقت آن دشوار بود و ضرورت داشت كه به گواهان و قاضى همان شهر مراجعه شود ، همراه آن مرد دادخواه شخصى امين از دبيران ، و دو ديگر از فقيهان دين ، و سومى از خاصان مورد اعتماد خويش براى رسيدگى به كار او گسيل داشتيم ، و اين كار را هرچه نيكوتر و استوارتر ساختيم . « خداوند منزلت خويشان و خدمتكاران و اطرافيان را در نزد ما بالاتر از حق و عدالت قرار نداده است . اين خوى خويشان و خاصان شاه است كه با شوكت و نيروئى كه دارند دست به ستم گشايند . اگر پادشاه كار آنان را ناديده بگيرد كسانى كه در جوار آنان هستند از ستم آنان از پاى درآيند ؛ مگر كسانى از خاصان كه در ادب و فرهنگ به شاه تأسّى جسته و دين خود را نگهداشته و بر رعيت خود مهربان باشند ، و چنين كسان كم هستند ، و همين آگاهى كه ما از ستم اين گروه داشتيم ما را بر آن داشت تا هر دعوى كه بر آنها مىرفت بىگواه بپذيريم و ما قصد اين را هم نداشتيم كه با اين كار بر هيچيك از آن نزديكان و
--> ( 1 ) . در دورهء ساسانيان مرزبانان و حكمرانان 45 ناحيهء مختلف شاهنشاهى ساسانى را شاه مىناميدهاند و اين كلمه را بر نام سرزمينى كه بر آن حكمرانى داشتهاند ميفزود و در القاب آنها به كار مىبردهاند . » استاد سعيد نفيسى صورتى از اين شاهان و القاب آنها را در ( تمدن ايران ساسانى ، ص 275 ) آورده است .