محمد مهدى ملايرى
242
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خويشان كه نزد ما گرامى هستند ، و بهسبب مكانت و منزلتى كه دارند از تعرض مصون مىباشند ستمى رود ، زيرا در حق بر روى ناتوان و توانا و مستمند و توانگر همه گشاده است . ولى ما هنگامى كه در دادخواهى كشف حقيقت بر ما دشوار مىشد تحميل بر نزديكان و خدمتكاران خود را بر تحميل بر مردم ناتوان و مسكين و تنگدست و نيازمند ترجيح مىداديم ، و مىدانستيم كه آن مردم ناتوان قدرت آن را ندارند كه به اطرافيان ما ستم كنند ؛ و همچنين اين را مىدانستيم كه آن عده از نزديكان ما كه در اين داورى بر آنها زيانى رسيده باشد آن را از نعمت و كرم ما كه از آن برخوردارند جبران خواهند كرد ، ولى آن مردم ناتوان را بدين دسترسى نيست و به جان خودم سوگند كه محبوبترين خاصان و نيكوترين خدمتگذاران نزد ما كسانى هستند كه روش ما را در برابر رعيت به كار بندند ، بر تهىدستان و مسكينان رحمت آورند ، و داد آنها بدهند ، زيرا كسى كه بر آنها ستم روا دارند بر ما ستم كرده است ، و آنكه بر آنها زور گويد بر ما زور گفته و خواسته است كه آنها را از زينهار و پيمان ما كه نگهبان و پناهگاه آنها است محروم سازد . « و بر سى و هفت سال از پادشاهى ما چهار تيره از تركان ناحيهء خزر كه هر تيره را پادشاهى بود به ما نامه نوشتند و در آن از تنگدستى كه بدان دچار شده بودند ، و از اينكه خوشبختى خويش را در بندگى ما مىدانند ، سخن گفته و از ما خواسته بودند كه به آنها اجازه دهيم تا با مردم خود به خدمت ما درآيند و بدانچه فرمائيم عمل كنند ، و آنچه را پيش از پادشاهى ما از آنها سر زده بر دل نگيريم ، و با آنها مانند ساير بندگان خود رفتار كنيم ، زيرا آنان را در اجراى آنچه بدان فرمان دهيم ، چه در جنگ و يا غير آن ، همچون بهترين نيكخواهان خود خواهيم يافت . من در پذيرش آنان چندين فائده ديدم ، از آن جمله يكى توش و توان و دليرى آنان بود ، و ديگر اين بود كه بيم داشتم از اينكه احتياج آنان را وادارد تا به قيصر يا پادشاه ديگرى روى آورند ، و ايشان هم به كمك اينان بر ما چيرهدست و توانا گردند . قيصر پيش از اين هم اين تركان را با دستمزد گزافى براى