محمد مهدى ملايرى
238
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
گرد ما جمع شده بودند نگاه كردم ديدم بهصورتى است كه اگر در وسط ايران مىبود اقامت ما در آنجا برترى مىداشت . « 1 » و گفت : « چون از پادشاهى ما بيست و هشت سال گذشت ، در كار كشور و دادگرى بر رعيت و نظر در امور و رسيدگى به عرايض و برآوردن مطالب آنان نيك نظر كردم ، موبد هر مرز و شهرستان و شهر و جند « 2 » را فرمودم تا عرايض
--> - همچنين گفتهء بعضى را كه گفتهاند « سكك البريد » يعنى منزلگاههاى پستى نقل كرده و گفتهء است معنى اولى روشنتر و صحيحتر است . ج 1 ، ص 38 . ظاهرا در زمان ياقوت سكه به همان معنى اول بهكار مىرفته ولى چنان كه از مفاتيح العلوم خوارزمى برمىآيد سكه بر منزلگهائى گفته مىشده كه در راهها براى توقف پيكها مىساختهاند از قبيل كاروانسرا و قبه و خانه . ( مفاتيح العلوم ص 42 ) . و از اينكه در اينجا هم سكك بعد از طرق ذكر شده معلوم مىشود كه سكه به معنى ديگرى غير از طريق بهكار مىرفته و به همين جهت آن را منزلگاه ترجمه كرديم . ( 1 ) . اين عبارت در متن عربى هم زياد روشن و مستقيم نيست . عبارت عربى آن اين است : « فاذا هو لو كان فى وسط فارس لكان منزلنا بها فاضلا » . ( 2 ) . ياقوت پنج جند از جندهاى شام را كه عبارت از جند قلسرين و جند فلسطين و جند حمص و جند دمشق و جند اردن باشد ذكر كرده و گويد از اينكه اين كلمه به جز در سرزمين شام در جاى ديگرى به كار رفته باشد بىاطلاعم و از احمد بن جابر بن يحيى نقل كرده است كه مسلمانان از آنرو هريك از اين مناطق شام را « جند » گفتهاند كه جند مجموعهاى از چند بلوك است ، و جند معنى جمع دارد و تجنّد به معنى تجمّع است . چنان كه ديده مىشود مولّفان اسلامى كه از ريشه و اصل اين كلمه آگاهى نداشتهاند ، آن را عربى دانسته و در تفسير آن نيز دچار ترديد شدهاند ، جند معرب « گند » فارسى است و چنان كه كريستن سن نوشته : « واحدهاى بزرگ سپاه را گند مىگفتند و فرماندهى آنها با گندسالاران بود ، تقسيمات كوچكتر از آن را درفش و از آن كوچكتر را وشت مىناميدند . » ( نگاه كنيد به ايران در زمان ساسانيان ترجمهء رشيد ياسمى ص 139 و تاريخ تمدن ايران ساسانى از سعيد نفيسى انتشارات دانشگاه تهران شماره 146 ص 278 ) به احتمال قوى فعل جنّد و همچنين تجنّد و ديگر مشتقات آن از جند معرب گند گرفته شده و عكس آن صحيح نيست . ياقوت همچنين در تفسير اين كلمه مىنويسد : « برخى گفتهاند علت اينكه مسلمانان اين مناطق را « جند » ناميدهاند اين است كه هريك از آنها را به نام لشگرى كه در آن منطقه بوده و روزى خود را از آنجا دريافت مىكردهاند خوانده و مثلا مىگفتهاند اينها از جند فلانجا هستند و كمكم كلمهء جند هم بر آن لشگر و هم بر ناحيه و منطقهاى كه به آن وابسته بودهاند اطلاق شده ( نگاه كنيد به معجم البلدان چاپ دار -