محمد مهدى ملايرى

239

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

رعيت را براى من بفرستد ، و دستور دادم كه از سپاهيان آنچه در پايتخت بودند در حضور من و آنچه در مرزها و اطراف بودند در حضور فرمانده و پادوسبان و موبد و آنكس كه از سوى ما امين آن ناحيت است سان به بينند « 1 » ، و در سراسر كشور خراجگزاران هر بلوكى را در شهرستان آن ناحيه با فرمانده سپاه و موبد و شهر و دبير ديوان و شخص امين گردآورند و از سوى خود كسانى را كه به درستى و امانت و پرهيزگارى و دانائى مىشناختم و آنانرا بدين صفات آزموده بودم به هر شهرستان و شهرى كه در آنجا كارداران و دهقانان بودند فرستادم ، تا آن كارداران را با دهقانان از وضيع و شريف در يك جا گرد آورند ، و به تمام امور آنها از روى حقيقت برسند ، و از دادخواهيها آنچه را كه خود توانستند داورى كنند و صاحبان دعوى بدان خستوان شدند همانجا پايان دهند ، و آنچه داورى آن برايشان دشوار آمد به من گزارش كنند . من بدينكار آنچنان اهتمام داشتم كه اگر رسيدگى به امر مرزها و دشمنان نبود خودم كار خراج و رعيت را به عهده

--> - صادر و دار بيروت ج 1 ، ص 38 ) چنين پيداست كه در زمان ساسانيان هم معنى آن به همينگونه بوده چه در اين كتاب هم مراد از جند ناحيه و منطقه است نه سپاه و لشگر . ( 1 ) . اشاره است با قدامى كه در دورهء انوشروان براى تنظيم امر سپاهيان و معاش آنان به عمل آمده . در آن دوره حقوق سپاهيان از صد تا چهارصد درم بوده و اين حقوق برحسب صنف آنها كه پياده يا سوار يا تيرانداز يا از صنف ديگرى بوده‌اند فرق مىكرده ، و ظاهرا در اين كار بيسامانيهائى روى داده بوده كه انوشروان آن را بسامان آورده است . در تاريخ بلعمى در اين‌باره چنين آمده است : « مردى را بخواند ( يعنى انوشروان ) از دبيران بزرگ با اصل دبير ، از دبيران اردشير نام او بابك بن نيروان و او را گفت : اين خواسته بدين سپاه مىدهند يكسان ناحق و ناسزا ، و آنجا كه سزا است باز مىگيرند . من اين راست خواهم كردن . اين ديوان عطا و عرض به تو سپردم ، تا تو اين درمها بدان كس دهى كه سزاوار بود و چندان دهى كه بايد داد و كس هست كه قيمت وى هزار درم است وى صد درم ستاند ، و كس هست كه وى اسب ندارد و نيز روزى سواران ستاند . كس هست كه اسب دارد و سوارى نداند ، و كس هست كه تير نتواند انداختن و روزى تيراندازان ستاند ، و آن نيزه و شمشير همچنين بگفت » و پس از برشمردن نوع سلاحهائى كه بايد سواران داشته باشند و چگونگى آزمايش آنها در سوارى و به كار بردن سلاحها گويد : « پس بدان مقدار كه دانش وى بينى او را روزى ده و بنويس از صد درم تا چهارصد درم ، و اگرچه پياده است كم از صد درم مده » ( ترجمهء تاريخ طبرى از ابو على محمد بلخى ، چاپ خيام ، ص 172 ) . .