محمد مهدى ملايرى
237
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
فيروز خسرو « 1 » رسيدم آن شهرهاى كهنه و آن مرزها را ترميم كردم ، و به ساختن دژهاى ديگرى فرمان دادم . چون خبر فرود آمدن ما در آنجا به خاقان خزر رسيد ترسيد كه مبادا بر او بتازيم به من نامه كرد كه از آن هنگام كه من به پادشاهى رسيدهام او همواره دوستدار صلح و آرامش بوده و فرمانبردارى مرا براى خود سعادتى مىشمارد . يكى از سرداران او چون حال او را بدينگونه يافت صلاح خود را در ترك او ديد و با دو هزار تن از كسان خود نزد ما آمد . ما او را پذيرفتيم و در نزد سردارانى كه در آن ناحيه داشتيم جاى داديم ، و بر او و كسانش معاشى مقرر داشتيم ، و فرموديم تا در آنجا دژى به آنان واگذارند . و همچنين فرمان داديم تا در آنجا نمازخانهاى براى همكيشان ما بسازند ، و موبد و گروهى از مردان دين را در آن بگماريم ، و دستور داديم كه به آن تركان كه در اطاعت ما درآمده بودند سود فرمانبرى از فرمانروايان را - چه سود اين جهانى يا ثواب آن جهانى آن را - بياموزند و آنها را به دوستى و راستى و دادگرى و پندآموزى و پايدارى در برابر دشمن برانگيزاند ، و دين و عقيدهء ما را به نوخاستگان آنها ياد دهند . و در آن مرزها براى آنها بازارهائى بهپا داشتم و راههاى آنها را اصلاح كردم و منزلگاهها بساختم . « 2 » و در خيل و حشمى كه به
--> ( 1 ) . اين كلمه هم در متن عربى زياد روشن نيست و مىتوان آن را فيرو خسره ، فيروزه خره و فيروز خسرو خواند ولى در اين ناحيه جائى به اين نام شناخته نيست جز آنكه ياقوت در نزديكى همين دربند ( باب الابواب ) از شهرى نام مىبرد به نام فيروز قباد و گويد كه انوشروان در آنجا كاخى ساخت و آن را دز فيروز قباد نام نهاد . احتمال قوى مىرود كه اين هر دو - يعنى فيروز قباد و فيروز خسرو - نام يك شهر باشد كه پيش از انوشروان به نام او خوانده مىشده و چون انوشروان در آنجا كاخى ساخته و شايد آباديهاى ديگرى هم كرده به نام او فيروز خسرو ناميده شده و بعدها باز بههمان نام اول خوانده شده و در زمان ياقوت به همين نام معروف بوده است . ( 2 ) . در اصل « و اصلحت طرقهم و قوّمت السكك » سكّه در لغت به معنى راه هموار و آماده شده است . و بدانگونه كه ياقوت تعريف كرده به معنى راه قابل آمد و رفت است و براى نشان دادن معنى اين كلمه و مورد استعمال آن چنين گويد كه مثلا وقتى مىگوئيم بين بغداد و موصل پنج سكه است معنى آن اين است كه بين او شهر پنج راه قابل آمد و رفت وجود دارد . ياقوت -