محمد مهدى ملايرى
229
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
هنگامى كه براى گذراندن تابستان به همدان « 1 » مىرفتم در دستگرد « 2 » نشسته بودم ، و براى فرستادگانى كه از سوى خاقان و هيتاليان و چين و قيصر و بغپور در بارگاه
--> ( 1 ) . چنان كه در كتابهاى تاريخى آمده است پادشاهان ساسانى زمستان را در تيسفون كه اكنون در عراق عرب است و تابستان را در عراق عجم كه در كتابهاى عربى به نام « جبال » خوانده شده و همان سرزمين ماد قديم است مىگذراندهاند . مسعودى دربارهء فضيلت اقليم چهارم و سرزمين عراق كه در وسط اين اقليم است گويد : « اين سرزمين مغز ايرانشهر است كه پادشاهان براى نگهدارى آن تا آخرين نفس كوشيدهاند . و آنان از راى صائب خويش جايگاه تابستانى خود را در جبال برگزيدند تا از بادهاى گرم عراق و پشه و حشرات بسيار آن در امان باشند ، و جايگاه زمستانى خود را در عراق قرار دادند تا از زمهرير جبال و فراوانى برف و باران و گل و آلودگيهاى آن دور مانند . و ابو دلف قاسم بن عيسى عجلى نيز چنين مىكرد و به اين جهت در قصيدهاى دراز بدين كار مباهات كرده گويد : انى اروه كسروى الفعال * أصيف الجبال و أشتو العراقا يعنى من مردى هستم به كردار خسروان كه تابستان را در « جبال » و زمستان را در عراق مىگذرانم . ( التنبيه و الاشراف ، چاپخانه الصاوى ، قاهره 1938 و ص 33 ) و آنچه افزون بر نوشتهء مسعودى از اين كتاب انوشروان برمىآيد اين است كه محلى را كه پادشاهان ساسانى يا خسرو انوشروان براى گذراندن تابستان از منطقهء جبال اختيار مىكردهاند همدان و دامنههاى البرز بوده است . ( 2 ) . دستگرد كه در اصل عربى بهصورت دسكره نوشته شده و بهصورت دستجرد نيز در مآخذ عربى آمده است در لغت به معنى ده و روستان و قلعه و بارو و كاخ بزرگ است كه در آن منزلها و خانههائى هم براى خدم و حشم باشد . و همچنين نام چندين ده و دهكده نيز هست . و مقصود از اين موضعى كه در اينجا ذكر شده همان دهآباد و پرآب و درختى بوده كه در دو منزلى بغداد و بر سر شاهراه بزرگ تيسفون به داخلهء ايران و خراسان قرار داشته و راه همدان هم از همانجا بوده و در كتابهاى جغرافى عربى به نام : « دسكرة الملك » ( دستگرد شاه ) خوانده شده . ابن رسته در وصف آن گويد : « شهر بزرگى است و در آن كاخى است از كاخهاى پادشاهان ساسانى در دو منزلى بغداد » . و ظاهرا در روزگار ياقوت از آبادانى آنجا كاسته شده بوده و صورت شهرى نداشته ؛ وى گويد : « دهى است نزديك به شهر ابان » . و دربارهء شهر ابان گويد : « دهى بزرگ و عظيم است داراى نخلستانها و باغها ، از نواحى خالص و در شرق بغداد است » . و باز دربارهء اين دستگرد گويد : « از آن رو آن را دسكرة الملك خواندهاند كه هرمز پسر شاپور از پادشاهان ساسانى بسيار در آنجا مىزيسته است » . و لسترانج معتقد است كه اين همان دستگرد معروف است كه خسرو پرويز در آن كاخى باشكوه برافراشت ، و در تاريخ آمده كه هرقل آن را در سال 628 ميلادى تاراج كرده پاك به آتش كشيد . نگاه كنيد به ياقوت در كلمهء الدسكرة و شهر ابان و به كتاب بلدان الخلاقة الشرقية ص 85 - 86 .