محمد مهدى ملايرى
230
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ما بودند طعام گسترده بودند ، كه ناگاه مردى از اسواران با شمشير آخته به درون آمد ، و تا نزديك پرده پيش دويد ، و پرده را در سه جاى بردريد ، و مىخواست بدانجا كه ما نشسته بوديم درآيد و به ما حمله كند . يكى از ملازمان به من اشارت كرد كه شمشير بركشم و به استقبال او شتابم ولى من مىدانستم كه اگر او تنها يك مرد باشد ميان من و او حائل خواهند شد ، و اگر گروهى باشند شمشير من كارى از پيش نخواهد برد . ترس به خود راه ندادم و از جاى نجنبيدم . يكى از نگهبانان او را گرفت ، مردى بود از رى ، از اطرافيان و خاصان خود ما . ترديدى نداشتند كه كسان بسيارى همراى او هستند ، از من خواستند كه در آنجا ننشينم ، و بزم شراب را در جمع حاضر نشوم ، تا كنه آن كار آشكار شود . خواست آنان را اجابت نكردم تا رسولان در من بيم و هراسى نبينند ، و براى شراب بيرون آمدم . چون از آن كار فراغت يافتم مرد رازى « 1 » را ببريدن دست و عقوبتهاى ديگر بيم دادم تا نام كسى كه او را بدين كار برانگيخته به راستى بگويد ، و به او اطمينان دادم كه اگر راست گويد از آن پس عقوبتى به دو نرسد . گفت گروهى كه از خود كتابها و سخنانى پرداخته و گفتهاند كه از سوى خداست او را بدين كار واداشته و به دو خبر دادهاند كه كشتن من - اگر مرا بكشد - او را به بهشت خواهد برد . چون از اين امر جويا شدم آن را درست يافتم ، فرمودم تا مرد رازى را رها كنند ، و آنچه از مال او ستده بودند به او باز پس دهند ، و به زدن گردن آن كسان كه دينى به دروغ آورده و او را بدين كار واداشته بودند فرمان دادم و از آنها كسى را برجاى نگذاردم » . « 2 »
--> ( 1 ) . رازى : منسوب به رى ، اهل رى . ( 2 ) . بعضى از تاريخنويسان واقعهء سوء قصد به انوشروان را بهصورتى ديگر نقل كردهاند . پروكوپيوس تاريخنويس رومى كه همزمان انوشروان و ژوستينيان قيصر روم بوده و وقايع جنگهاى ايران و روم را در اين زمان به رشتهء تحرير كشيده اين واقعه را در خلال همان اوقاتى كه پيمان صلح ميان ايران و روم بسته شد يعنى در حدود سال ششم پادشاهى ژوستينيان نوشته كه موافق با سال 533 ميلادى است ، و آن را در اثر توطئه بزرگان ايران كه از روش -