محمد مهدى ملايرى
228
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اهتمام شد كه ترجمه از لحاظ روش بيان و سبك كلام مطابق با اصل عربى باشد ، و به همين سبب از كاستن يا افزودن كلماتى خارج از متن به منظور توضيح يا آراستن كلام خوددارى شده است . 3 . در اين قطعه از برخى از رخدادهاى بزرگ دورهء انوشروان ذكرى رفته و به بعضى از كارهاى مهم او اشاره شده كه فهم آنها احتياج به معرفت اجمالى آن حوادث دارد ، و همچنين در آن نام بعضى شهرها و كشورها آمده كه اكنون ناشناخته است . براى اينكه مطالب آن بر خواننده روشن گردد با استفاده از مآخذ تاريخى و ادبى و جغرافيائى تا آنجا كه متناسب و لازم مىنمود توضيحات كافى در حاشيه افزوده شد . 4 . در اينكه آيا تمام اين قطعه از يك قسمت از كتاب انوشروان يا اينكه از قسمتهاى مختلف آن كتاب گرفته شده و به دنبال يكديگر نقل گرديده نمىتوان اظهارنظر قطعى كرد ، ولى از اينكه مطالب اين قطعه مربوط به وقايع پراكنده و متفرقى است كه در دورههاى مختلف پادشاهى انوشروان روى داده شايد بتوان گفت كه در اين قطعه رؤوس مطالب و حوادث بزرگ از قسمتهاى مختلف يك كتاب گلچين و به هم پيوسته شده است . در اين قطعه چون مطلبى تمام مىشود مطلب تازهاى كه در دنبال آن مىآيد با عبارت « قال » يا « قال انوشروان » آغاز مىگردد ، مىتوان احتمال داد كه تكرار اين عبارت در آغاز مطالب جداگانه نشانهء آن است كه هريك از اين مطالب جداگانه از قسمتى از كتاب گرفته شده و اين عبارت براى به هم پيوستن آنها بهكار رفته است ، ولى اين امر احتمالى بيش نيست . اينك بپردازيم به ترجمهء گفتار ابن مسكويه و كتاب انوشروان . قطعهاى از سيرت انوشروان و سياستهاى او كه من آن را از كتابى كه در شرح حال خود و طرز ادارهء كشور خويش پرداخته است برنوشتم « در كتابى كه انوشروان در سيرت خويش نوشته است خواندم كه گفت : روزى در