محمد مهدى ملايرى

226

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

7 . اين دو قطعه چنان كه از كهنگى انشاء و قدمت بعضى كلمات و تعابير آنها برمىآيد به احتمال قوى از نخستين ترجمه‌اى كه از اين كتاب به عمل آمده گرفته شده و مانند برخى از همين آثار ترجمه شدهء ايرانى در اثر كثرت نقل و اقتباس دخل و تصرفى در آن نشده است . براى توضيح اين مطلب بايد به اين نكته توجه شود كه بسيارى از اين گونه آثار ادبى و اخلاقى ايرانى كه به زبان عربى ترجمه شده و مورد استفادهء اديبان و مؤلفان كتابهاى ادبى قرار گرفته ، به تدريج و در طول زمان در دست دبيران عربىنويست و به تناسب ذوق و روش نويسنده و به مقتضاى موضوع مورد گفت‌وگو ، و همچنين در اثر اقتباس معانى يا اختصار مطلب و تغييراتى كه در عبارات و سبك انشاء آنها روى داده ، يا به كلى در آثار عربى تحليل رفته و جزء آن شده است و يا اينكه اگر اصل آنها باقى مانده دستخوش تغييرات فراوان گرديده مانند رسالهء عربى « عهد اردشير » كه با وجود آنكه به‌صورت مستقل و جداگانه باقى مانده ولى با مقايسهء نسخه‌هاى متعدد آن كه در قرنهاى مختلف كتابت شده به‌خوبى روشن مىشود كه چه تغييراتى در عبارت و سبك انشاء آن روى داده است . اما آنچه را مسكويه از « سيرة انوشروان » نقل كرده مانند ساير تكه‌هايى كه از آثار ايرانى و از آن جمله از همان رسالهء عهد اردشير آورده بايد تا حدى از اين قاعده مستثنى دانست زيرا چنان كه گفتيم آثار قدمت و كهنگى انشاء در آنها ظاهر است و اثر ترجمه را هم به‌خوبى مىتوان در آنها يافت و اين مىرساند كه اين قطعات هنوز به‌دست ناقلان متفنن صيقل نيافته و از اصل پهلوى آن زياد دور نشده است . به گفتهء ابن نديم اين كتاب را هم ابن مقفع به عربى ترجمه كرده ، بنابراين به در دست داشتن قطعاتى از آن نمونهء ديگرى از ترجمه و انشاء اين مترجم و نويسندهء معروف را در اختيار داريم كه از نظر مطالعهء در آثار وى نيز بسيار مهم است . چون اين گفتار به درازا كشيد و براى چاپ ترجمهء فارسى اين قطعات كه