محمد مهدى ملايرى

225

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

6 . سؤالى كه در اينجا پيش مىآيد اين است كه آيا كتابى كه مسكويه از آن اين قطعات را نقل كرده همان كتاب « التاج فى سيرة انوشروان » است كه ابن نديم نام برده است يا غير از آن ؟ من در اين امر هيچ شك ندارم كه اين هر دو يك كتاب است . زيرا آنچه در اختيار مسكويه بوده به تصريح خود او كتابى بوده در سيرت انوشروان نوشته خود انوشروان و كمتر مىتوان احتمال داد كه در ادبيات ساسانى دو كتاب در سيرت انوشروان وجود داشته باشد يكى آنكه ابن نديم نام برده و با عنوان « التاج » شناخته مىشده و ديگر آن‌كه مسكويه از آن نقل كرده است . و بر فرض هم كه وجود دو و حتى چندين كتاب هم در سيرت انوشروان احتمال داده شود باز با شرحى كه دربارهء تاجنامه‌ها گذشت بدون شك همان كتابى از بين آنها شايسته‌تر به عنوان « التاج » يا « تاجنامه » بوده و به اين نام معروف شده است كه تأليف آن به خود انوشروان نسبت داده مىشده نه جز آن . بنابرانى مىتوان با قطع و يقين گفت كه آن كتابى كه در اختيار مسكويه بوده همان است كه ابن نديم آن را به نام « كتاب التاج فى سيرة انوشروان » خوانده و قطعاتى هم كه ما اكنون در تجارب الامم از آن كتاب مىيابيم تكه‌هائى است از همان كتاب « التاج فى سيرة انوشروان » . و مىتوان احتمال داد كه آن كتابى را هم كه ابن نديم به اين نام معرفى كرده مانند مجموعه‌اى كه در اختيار مسكويه بوده علاوه بر شرح حال خود انوشروان شامل سخنان و پند و اندرزها و خطابه‌ها و توقيعات او نيز بوده و همهء آن مجموعه به نام « التاج » خوانده مىشده ، يا اينكه عنوان التاج فقط به همان قسمت اول آن يعنى آنچه نوشتهء خود انوشروان بوده اختصاص داشته است . در هر حال نخستين قطعه‌اى كه در تجارب الامم نقل شده بهر دو احتمال و قطعهء دوم به احتمال اول از كتاب « التاج فى سيرة انوشروان » است . و اما اينكه در تجارب الامم ذكرى از « التاج » يا تاجنامه نشده موجب ترديد در صحت آنچه گفتيم نخواهد شد ، زيرا چنان كه گذشت تاجنامه عنوان عمومى دسته‌اى از كتابها بوده نه اسم خاص و ديگر آنكه مسكويه در تجارب الامم در صدد ذكر موضوع كتاب بوده است نه اسم آن .