محمد مهدى ملايرى
198
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بوده است از جهت و نوع پرواز آن طبق خصوصيات و حسابهائى كه پيشگويان درست كرده بودند نسبت به امورى كه در آينده خواستى اتفاق افتاد پيشگوئيهائى مىكردند و آن را به فال نيك يا بد مىگرفتند و اين عمل را زجر الطير يا عيافت ( ازعاف الطير ) مىناميدند . معنى عيافت كمكم توسعه يافت و به معنى مطلق پيشگوئى به كار رفت اعم از اينكه به وسيله پرواز پرندگان باشد يا به وسيله ديگرى ، و ازاينرو عائف و متعيف به معنى مطلق پيشگو استعمال مىشود . در كلمه عيافت هم كه در عنوان قطعهاى كه از آييننامه گرفته شده بهكار رفته همين معنى كلى قصد شده است ، زيرا در اين قطعه از انواع امورى كه وسيله پيشگوئى بوده سخن رفته نه از يك نوع بخصوص آن . پيشگوئى ، يعنى استدلال از بعضى اتفاقات نادر يا غير عادى بر حدوث امرى در آينده ، در نزد گذشتگان اعتبار فراوان داشته و تقريبا در ميان همه ملتها معمول بوده است ؛ با اين فرق كه در مردم بدوى و صحرانشين اين امر هم به صورت ساده و ابتدائى بوده و در ملتهائى كه پيشرفتهتر بوده و با نوشته و كتاب سروكار داشتهاند اين معلومات هم از صورت ساده و ابتدايى خارج شده و كم كم به صورت يكى از معارف عصر درآمده و در كتابها مدون گرديده است . تا آنجا كه ما اطلاع داريم در فنون مختلفى كه براى پيشگوئى حوادث آينده در ايران معروف و معمول بوده ، غير از آنچه در آييننامه بوده و قطعهاى از آن اكنون در دست ما است ، چهار كتاب ديگر در زبان پهلوى وجود داشته كه به عربى ترجمه شده بوده است . نام اين كتابها را ابن النديم در الفهرست بدينگونه ذكر كرده است : 1 . « كتاب التاج و ما تفاءلت به ملوكهم » كه ظاهرا مشتمل بر پيشگوئيها يا تفالهاى پادشاهان ايران بوده و ابن مقفع آن را به عربى ترجمه كرده بوده است و ما در شماره گذشته همين مجله ضمن گفتوگوى از تاجنامههاى پهلوى از آن سخن گفتيم . 2 . « كتاب زجر الفرس » كه ابن النديم آن را در فهرست كتابهائى كه در