محمد مهدى ملايرى
192
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كافى و وافى دربارهء آنها داشته است . همهء اين قطعات را هم با عبارات « در آييننامه خواندم » آغاز مىكند و در هيچ يك از آنها هم اشارهاى به ترجمهء كتاب يا ابن مقفع نيست . در هرحال اينها قطعاتى است از كتابى كه در قرن سوم هجرى به نام « آييننامه » يا « كتاب الآيين » معروف بوده و چون با عباراتى ساده و روان به عربى ترجمه شده نه با شيوهاى مترسلانه و پرتكالف ، ازاينرو مىتوان اطمينان داشت كه مطالب و شايد طرز بيان آن با اصل پهلوى چندان اختلافى نكرده ، و مانند مطالبى كه از اينگونه مآخذ در كتب متأخرين نقل گرديده دخل و تصرفى در آن نشده است . اين قطعات در موضوعات مختلف است ؛ گرچه از ظاهر عبارت ابن قتيبه چنين استنباط مىشود كه وى همهء اينها را از يك كتاب نقل كرده ولى چنان كه خواهيم ديد در بعضى از موضوعات مختلفى كه قطعاتى از آنها را در « عيون الاخبار » مىيابيم كتابهاى مستقلى هم وجود داشته است كه ظاهرا آنها هم از نوع همين آييننامهها بودهاند . به استناد اين قطعات مىتوان گفت كتابى كه در قرن سوم هجرى به نام « الآيين » يا « آييننامه » شناخته بوده و مورد استفاده ابن قتيبه واقع شده حداقل داراى اقسام مستقلى شامل موضوعاتى كه در زير شرح داده مىشود بوده ، و به استناد آنچه در مآخذ ديگر عربى مانند الفهرست و جز آن نقل گرديده در همين قرن در بيشتر اين موضوعات كتابهاى ديگرى هم از زبان پهلوى به عربى ترجمه شده و معروف بوده است . در آيين جنگ ابن النديم در زير عنوان « كتابهائى كه در فن سوارى و سلاحگيرى و ابزار جنگ » تأليف شده دو كتاب از كتابهاى ايرانيان را هم نام مىبرد ؛ يكى در موضوع « تعبيهء جنگ و آداب سواران و اينكه پادشاهان ايران چگونه مرزبانانى