محمد مهدى ملايرى

177

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بيخ زبان فارسى را برافكندى . و ايرانيان صدهزار درهم به صالح دادند تا او از ترجمه ديوان فارسى به عربى اظهار ناتوانى كند ولى صالح نپذيرفت و ديوان را ترجمه نمود . صالح در ديوان خراج عراق كارش به تدريج بالا گرفت . به گفتهء بلاذرى وى در سال 96 هجرى از جانب سليمان بن عبد الملك خليفهء اموى عامل خراج گرديده و در همين دوره بود كه وى عبد الله بن مقفع را چنان كه در شرح حال او ذكر كرديم به سمت عامل خراج بر ناحيهء بهقباد از نواحى دجله منصوب گردانيد . « 1 » و چنان كه از گفتهء طبرى برمىآيد صالح در اين دوره مردى مقتدر بوده و حتى والى عراق ؛ يزيد بن مهلب نيز از او حساب مىبرده و در تكريم او مىكوشيده و سرانجام در اثر سختگيريهاى صالح يزيد از امارت عراق چشم پوشيد و خليفه را وادار كرد تا او را به ولايت خراسان منصوب گردانيد . عبد الحميد ديگر از اين قبيل مترجمان عبد الحميد دبير معروف زبان عربى است كه نام كامل او در مآخذ عربى « ابو غالب عبد الحميد بن يحيى بن سعد » ضبط شده است . وى نخستين كسى است كه در زبان عربى به نوشتن نامه‌هاى فنى ديوانى پرداخت ، و چنان كه ابن نديم گفته : « منشيان فن كتابت از او آموختند و روش او پيشه ساختند ، و او است كه راه بلاغت را در نامه‌نگارى هموار ساخت . « 2 » عبد الحميد در فن نويسندگى بر دست ابو العلاء سالم دبير ديوان هشام تربيت يافته بود . در شرح حال سالم ديديم كه وى نيز از ايرانيانى بوده است كه آثارى از فارسى ساسانى به عربى ترجمه كرده و ابن نديم هم او را در فهرست مترجمان فارسى آورده است . استخرى در سخن از پارس گويد : « اما از ايرانيانى

--> - است . براى توضيح بيشتر در اين‌باره رجوع شود به مقالهء نويسنده به عنوان « نقل ديوان عراق از فارسى به عربى ، روايتى دربارهء آن و توضيحى دربارهء آن روايت » در « مقالات و بررسيها » نشريه گروه تحقيقاتى دانشكده الهيات و معارف اسلامى ، دفتر سوم و چهارم ، تهران 1349 . ( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 264 . ( 2 ) . الفهرست ، ص 117 .