محمد مهدى ملايرى

170

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مذاكرات يكى از چهار نفرى شمرده كه در ترجمه مهارتى بسزا داشتند ، سه نفر ديگر را حنين بن اسحق و يعقوب بن اسحق كندى و ثابت بن قره حرانى ذكر كرده . « 1 » و ابن صاعد وى را « يكى از سران مترجمين و از آگاهان به علم نجوم و احكام آن » خوانده است . عمر از مردم تبرستان بود و چنان كه قفطى نوشته است وى نخست به يحيى بن خالد برمكى پيوسته بود و سپس در زمرهء خاصان فضل بن سهل درآمد . و همو از ابو معشر نقل مىكند كه فضل بن سهل وزير مأمون او را از زادگاهش فراخواند و او را به مأمون معرفى كرد و عمر براى مأمون كتابهاى چندى در نجوم و فلسفه ترجمه نمود « 2 » و به گفته ابن صاعد عمر احكامى از نجوم استخراج كرد كه تا زمان ابن صاعد هنوز در خزانهء سلطان باقى بوده است . « 3 » اينوسترانزف در اين امر كه ابن نديم عمر بن فرخان را در اين فهرست به سبب ترجمه كتابهاى نجومى فارسى ذكر كرده باشد به ديده ترديد مىنگرد ، زيرا به‌عقيدهء وى اگر به اين سبب در اين صورت ذكر شده بود مىبايستى نام او در رديف آل نوبخت و فرزندان خالد و تميمى يعنى مترجمان كتب نجومى فارسى ذكر شده باشد . و همچنين ذكر او را در اينجا چنان كه مقتضاى مقام است به‌سبب ترجمه كتابهاى تاريخى فارسى نيز نمىداند زيرا از او در زمينه‌هاى تاريخ و داستان هيچ‌گونه كتاب و اثرى شناخته نشده ، و به اين‌گونه معلومات هم شهرت نداشته . وى معتقد است كه ابن نديم نام عمر بن فرخان را به اين سبب ضمن فهرست مترجمان ذكر كرده كه عمر كتابى ديگر از نوعى ديگر غير از كتب نجومى و تاريخى از فارسى به عربى ترجمه كرده بوده است . كتابى كه ابن نديم نام آن را در جاى ديگر از الفهرست ذكر كرده است . « 4 » ابن نديم در فصلى از كتاب الفهرست با عنوان « اخبار اصحاب التعاليم

--> ( 1 ) . بنابر آنچه ابن صاعد اندلسى در كتاب طبقات الامم ، ص 56 از وى نقل مىكند . ( 2 ) . تاريخ الحكماء ، ص 242 . ( 3 ) . طبقات الامم ، ص 87 . ( 4 ) . نگاه كنيد به : Iranian Influence On Moslem Literature 78 - 86 .