محمد مهدى ملايرى

149

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

شهرت كتاب فتوح البلدان باعث شد كه تأليفات ديگر بلاذرى و همچنين كارهاى ديگر وى در غير از رشته تاريخ در سايهء آن قرار گيرد . و به اين جهت كمتر بلاذرى را به‌عنوان يكى از مترجمين كتابهاى فارسى مىشناختند . و اگر نام وى در فهرست مترجمان ذكر نشده بود ، و ابن نديم در جاى ديگر از كتاب خود به مناسبتى ذكرى از يكى از ترجمه‌هاى فارسى وى به ميان نياورده بود ، ما به‌طور كلى از اين رشته از كارهاى او و اينكه او به زبان فارسى وى به ميان نياورده بود ، ما به طور كلى از اين رشته از كارهاى او و اينكه او به زبان فارسى هم آشنايى داشته و از اين زبان آثارى نقل كرده است بىاطلاع مىمانديم . از گفته ابن نديم « 1 » چنين برمىآيد كه جد او جابر براى خصيب كه در ايام رشيد كارگزارى خراج مصر را برعهده داشته به كار دبيرى اشتغال داشته . بنا به روايت ياقوت بلاذرى قصائدى هم در ستايش مأمون گفته است . در اواخر دوره متوكل خليفه عباسى هم در تواريخ به نام بلاذرى به‌عنوان نديم و هم‌صحبت خليفه برمىخوريم ، و در جشن بزرگى هم كه متوكل به مناسبت ختنه‌سوران پسرش المعتز در كاخ برگوارا « 2 » بزرگترين كاخهاى خود برپا داشته بود باز او را با بحترى شاعر معروف آن زمان ، و على بن جهم ، و حسين بن ضحاك ، و على بن ربن كاتب ، و يعقوب بن سكيت ، و پسران حمدون نديم « 3 » مىبينيم . پس از متوكل بلاذرى به جانشين وى المستعين پيوست و در زمان خلافت المعتز تربيت عبد الله بن معتز به‌عهده او گذاشته شده بود . بلاذرى در اواخر خلافت المعتمد بنا به قول ارجح در سال 279 هجرى درگذشت . داستان مرگ او معروف است و ابن نديم آن را بدين صورت نقل كرده كه او در اواخر عمر حب بلادر مىخورد و در اثر آن به مرض وسواس و نوعى جنون دچار شد كه ناچار او را در بيمارستان مقيد نمودند و در همانجا هم

--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 113 . ( 2 ) . برگوارا : كلمه‌اى فارسى است كه از دو جزء بر و گوارا تركيب يافته و آن را به عربى « على الهناء » ترجمه كرده‌اند . ( 3 ) . دكتر صلاح الدين المنجد در مقدمهء فتوح البلدان ص 8 چاپ مكتبه النهضه المصريه به نقل از نسخهء خطى الذخائر و التحف اوحدى .