محمد مهدى ملايرى
136
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اين كتاب را كه ابن مقفع بوده ذكر كرده و آن در جايى است كه داستان افراسياب و جنگهاى ايران و ترك را شرح داده و گويد : « . . . همه اينها در كتابى كه به نام « سكيسران » خوانده مىشود و ابن مقفع آن را از فارسى به عربى ترجمه كرده بهطور مشروح موجود مىباشد . . . » « 1 » . ولى در جاى ديگر تنها به ذكر نام اين كتاب اكتفا كرده و از گفته او چنين معلوم مىشود كه اين كتاب در روزگار وى معروف بوده است . « 2 » ديگر از كتابهايى كه ابن مقفع ترجمه كرده « نامهء تنسر » است و آن نامهاى بوده كه تنسر موبدان موبد دوران اردشير بابكان بنيادگذار دولت ساسانى به سپهبد طبرستان نوشته . از اين نامه يك نسخه فارسى در تاريخ طبرستان ابن اسفنديار موجود است كه از روى ترجمه عربى ابن مقفع به فارسى برگردانده شده . ولى تاكنون اثرى از اصل ترجمه ابن مقفع بهدست نيامده است . و اين ترجمه فارسى كار بهاء الدين محمد بن حسن بن اسفنديار مؤلف تاريخ طبرستان است ، و تاريخ آن به اوائل سده هفتم هجرى مىرسد يا بهطور دقيقتر بين سالهاى 606 - 613 . « 3 » و بنابر آنچه ابن ابى اصيبعه در كتاب طبقات الاطباء « 4 » ذكر كرده ابن مقفع از جمله كتب ارسطا طاليس كتاب قاطيغورياس « مقولات عشر » و كتاب بارى ارميناس « عبارت » و كتاب انولوطيقا « تجزيه و تحليل » را به عربى ترجمه كرده و همچنين
--> - آن در تمدن اسلام و عرب ، تأليف نويسندهء اين كتاب ، چاپ تهران سال 1323 ، ص 144 و 145 ) چاپ سوم ، انتشارات توس ، تهران . ولى در هرحال تا وقتى دلايل بهتر و اطلاعات بيشترى دربارهء اين كتاب بهدست نيامده اين نظرها از حدود حدس و احتمال خارج نمىتواند بود . بروكلمن از ماركوارت در ( Z . O . M . G ) نقل كرده است كه « البنكش » معرّب « الپيكار » ( پيكار جنگ ) بوده است . ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 118 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 120 . ( 3 ) . متن فارسى اين كتاب را آقاى مجتبى مينوى در سال 1311 هجرى شمسى در تهران به چاپ رساندهاند و از روى همين متن فارسى اين كتاب بار دوم در سال 1952 ميلادى به وسيلهء آقايان دكتر يحيى الخشاب و سيد صادق نشات از فارسى به عربى ترجمه شده و با عنوان « كتاب تنسر اقدم نص عن النظم الفارسية قبل الاسلام » در قاهره به چاپ رسيده است . ( 4 ) . طبقات الاطباء ، ج 1 ، ص 308 .