محمد مهدى ملايرى
123
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آورد مىتوان به قسمتى از كلمات فارسى فراموش شده نيز دست يافت كه خود براى زبان فارسى غنيمتى گرانبها است . در اينجا لازم است به دو مطلب مهم كه توجه به آنها در اين زمينه ضرورت دارد توجه شود . مطلب اول اينكه : كلمات فارسى در زبان عربى خيلى بيش از آن است كه معمولا در كتابهايى كه براى تعريف معرّبات تأليف شده ذكر گرديده و يا در لغتنامهها به اصل فارسى آنها تصريح شده است ، زيرا بسيارى از كلمات فارسى در اثر دگرگونيهاى فراوانى كه در زبان عربى در آنها راه يافته به اندازهاى از حيث لفظ و معنى از اصل فارسى خود دور افتاده و هيأت عربى به خود گرفتهاند كه اصل بعضى از آنها برگردآورندگان لغات عربى هم مجهول مانده و غالبا آنها را از اصل عربى پنداشتهاند ، و بدين جهت بسيارند كلمات فارسى كه در زبان عربى بهكار رفتهاند ولى در كتب معرّبات و در لغتنامهها ذكرى از اصل آنها نيست . از اين يادآورى مىخواهيم به اين نتيجه برسيم كه جستجوى كلمات فارسى در زبان عربى نبايد تنها به كلماتى منحصر گردد كه در مآخذ عربى يا غير عربى به اصل فارسى آنها تصريح شده بلكه بايد دامنهء تحقيق در اين زمينه گستردهتر از اين باشد و بايد اين را همواره در نظر داشت كه معرّبات فارسى كه از نظر ارباب لغت دور مانده يا براى آنها ناشناخته ماندهاند فراوان است و در اين مورد هم باب علم و تحقيق مسدود نيست . مطلب ديگر اينكه : كلمات فارسى در زبان عربى از لحاظ تاريخى و از نظر موضوع مورد بحث ما به چند دسته تقسيم مىشوند : يك دسته كلماتى هستند كه در دورههاى قبل از اسلام به زبان عربى راه يافتهاند كه نمونه آنها را در اشعار بعضى شعراى عصر جاهليّت عربى و همچنين در قرآن مجيد مىيابيم . دسته ديگر كلماتى هستند كه در قرنهاى نخستين اسلامى از زبان فارسى گرفته شدهاند كه شماره آنها بسيار و غالب كلماتى كه در مآخذ قديم عربى بهكار رفته از اين دستهاند . دسته ديگر كلماتى هستند كه در قرنهاى متأخر اسلامى يا در اثر