محمد مهدى ملايرى
117
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
رسيده و منتشر شده است ، و از اينجا مىتوان سنجيد كه در دورانى كه صنعت چاپ ناشناخته بوده و نسخه كتابها از معدودى تجاوز نمىكرده و شماره كسانى هم كه از وجود آنها اطلاع داشتهاند به واسطه تغيير خط و زبان بسيار محدود بوده سرنوشت آن دسته از آثار علمى و ادبى دورهء ساسانى كه به دست مؤلفانى از نوع مؤلفان قصه فيروز شاه مىافتاده چه بوده و به چه صورت درمىآمدهاند . و به اين جهت است كه در تاريخ علوم و فرهنگ عربى و اسلامى بايد قدر آن عده از مؤلفان با دقت و با امانت و اهل علم و تقوى را كه مراجع مطالبى را كه نقل كردهاند با دقت ذكر نموده و آثار قديم را به خود نسبت ندادهاند بسيار دانست ، زيرا امروز از بركت وجود همين علما است كه ما نمونههايى از آثار ادبى عصر ساسانى را مىتوانيم بهدست آوريم و در پرتو آنها تحقيقات خود را در اين زمينه توسعه دهيم . از آنچه ذكر شد شايد اين مطلب به خوبى روشن شده باشد كه براى تحقيق دربارهء آثار دوره ساسانى و دست يافتن به بعضى از بقاياى آن از خلال ادبيات عربى ما نبايد حتما به دنبال روايات نقلى برويم و اگر در كتاب يا رساله يا فنى از فنون تصريحى بر اصل آن نيافتيم رشتهء تحقيق را از دست بنهيم . چه بسا با مطالعهء دقيق در بعضى از مؤلفات و مآخذ قديم عربى به دلائل و اماراتى دست يابيم كه ما را در تحقيق به راههاى روشنترى راهنمايى كنند . اگر محققانى همچون نلدكه و بارون روزن و دانشمندان ديگرى كه دربارهء كتاب خداينامه تحقيقات گرانبهايى كرده و اين اثر ساسانى را شناساندهاند مثلا در تاريخ طبرى به دنبال چنين نقل يا تصريحى مىگشتند هرگز نمىتوانستند روايات آن كتاب را در قسمت اول تاريخ طبرى يعنى قسمت قبل از اسلام آن بازيابند و آن همه اطلاعات سودمند دربارهء آن كتاب گم شده به دست آورند . خوشبختانه در اين راه كه ما گام برمىداريم روشهاى عالمانهاى بهوسيلهء عدهاى از اينگونه محققان با بصيرت پىريزى شده كه از آنها مىتوان در رشتههاى ناشناخته ديگرى نيز به خوبى بهرهمند شد و شكى نيست كه آشنا شدن با سير