محمد مهدى ملايرى

105

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كنند ، محققان زبان و ادبيات عربى هم براى درك صحيح تحولات ادبى اين زبان در عصر عباسى ناچارند كه قسمتى از علل و عوامل آن تحولات را در ادبيات دورهء ساسانى و فرهنگ و تمدن ايران جستجو كنند . البته اين را هم بايد در نظر داشت كه اين‌گونه تحقيقات گذشته از دقت زياد و صبر و حوصلهء فراوان احتياج به ممارست ممتد در فرهنگ و ادب و تاريخ هر دو زبان دارد ، و به همين جهت لازم مىآيد كه تحقيق در اين موضوع در محدودهء تحقيقات مشترك عربى و فارسى و ادبيات تطبيقى اين دو زبان قرار گيرد . البته اين امر بر دشوارى كار مىافزايد ولى از آن هم چاره‌اى نيست زيرا در چنين مسأله‌اى كه به ادبيات و تاريخ هر دو زبان بستگى دارد بايد بحث و تحقيق در آن هم دو جانبه باشد . و پژوهنده بايد كه همواره مراقب باشد تا تحت تأثير آراء و عقايد كسانى كه اين مسأله را تنها از يك سوى آن ديده و نظرى ابراز داشته‌اند قرار نگيرد و از تحقيق و پژوهش حتى در كوچكترين مسائل باز نايستد زيرا كمترين غفلت در بحث و تحقيق در اين زمينه حتى نسبت به مسائل كوچك ممكن است كه پژوهنده را از جاده صواب منحرف سازد و به نتايجى خلاف آنچه در واقع بوده است برساند . در اينجا منظور ما از ذكر اين مطالب يكى جلب نظر ارباب مطالعه و تحقيق است به موضوعى كه تصور مىرود تاكنون چنان‌كه درخور اهميت آن بوده مورد توجه قرار نگرفته است ، و ديگر ذكر بعضى از امورى است كه شايد اطلاع از آنها براى محققان جوان از آنجا كه ممكن است پرتويى بر راه بحث و تحقيقشان بيفكند سودمند باشد ، و ما در اينجا اجمالا بدانها اشاره مىكنيم . يكى اين‌كه تحولى كه از اوائل دورهء عباسى در زبان و ادبيات عربى روى داد و باعث ايجاد فنون تازه و گسترش بىسابقه آن شد نتيجهء تحول طبيعى و داخلى زبان عربى نبود ، چون تا اواخر دورهء اموى و قبل از اينكه آثار خارجى به اين زبان راه يابند نمونه‌اى از بسيارى از اين فنون بدان صورت كه در عصر عباسى خودنمائى كرد در آن ديده نمىشد . همهء آنان كه دربارهء ادبيات عصر عباسى و