محمد مهدى ملايرى
102
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مىتوان براى اين امر ذكر كرد ، ولى مسلما صحيحترين يا لااقل تنها علت نيست ، چون هرقدر دامنهء تحقيق در منابع فرهنگى اسلام و ادبيات زبان عربى توسعه مىيابد بيشتر معلوم مىشود كه حوادث قرن اول اسلام هرچند اثر بسيار نامساعدى بر آثار فرهنگى و ادبى ايران گذاشته ، و قسمتى از آن آثار هم به سبب جنگها و آشفتگىهاى ناشى از آنها از ميان رفته ، ولى موجب نابودى همهء آثار فرهنگى ايران به آن اندازه كه باعث چنين بىخبرى باشد نگرديده است ، زيرا قسمت زيادى از آن آثار و نوشتهها پس از آن حوادث هم در خاندانهاى كهن و برخى مراكز علمى و مذهبى ايران باقى ماند ، و تا دو سه قرن ديگر هم كم و بيش در دسترس اهل علم و ادب و مورد استفاده آنان بود ، و بسيارى از آن آثار و مؤلفات در قرنهاى نخستين اسلامى به زبان عربى هم ترجمه شد ، و در فرهنگ اسلامى راه يافت ، و همان آثار علمى و فرهنگى ايران بود كه يكى از عوامل تحول سريع فرهنگ عربى و اسلامى در دورهء خلافت عباسى گرديد . بنابراين مطلبى كه در اين مورد نزديكتر به حقيقت مىنمايد اين است كه با ظهور و انتشار اسلام قسمت عمدهء آثار فكرى و فرهنگى ايران تحول يافت ، يعنى از صورت ايرانى و زردشتى به زىّ عربى و اسلامى درآمد ، و به سبب همين تحول ، چهرهء اصلى آن آثار دگرگون شد ، و براى كسانى كه انتظار داشتند آثار ايرانى را در همان زىّ ايرانى و ساسانى آن بيابند ناشناخته ماند و در حكم معدوم درآمد . و يكى از علل عمدهء بىخبرى يا كمخبرى ما هم از آثار ادبى آن دوره همين امر است . فرهنگى نو در زبان عربى اين را مىدانيم كه در نيمهء اول قرن دوم اسلامى هنگامى كه خلافت اسلامى در عهد عباسيان در عراق يعنى مركز دولت ساسانى مستقر گرديد ، باز هم در اين منطقه فرهنگ و تمدنى بوجود آمد كه هرچند در ظاهر بهصورت عربى جلوه نمود ولى اهل نظر و تحقيق آن را از بسيارى جهات ، چه از نظر علمى