محمد مهدى ملايرى
96
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ماند و من بيم دارم كه اگر آن را بين شما قسمت كنم بر سر آبها به جان هم بيفتيد و به تباهى كشيده شويد « 1 » . همين مطلب را كموبيش در سخنان امام على بن ابيطالب به همين مردمى كه مطالبه تقسيم اراضى سواد را حتى در زمان خلافت آن حضرت هم مىكردند مىتوان يافت . در روايتى كه در اينباره نقل شده آمده كه آن حضرت هم به آنها فرموده كه اگر به جان هم نمىافتاديد و باهم به جنگ و ستيز برنمىخاستيد من سواد را بين شما تقسيم مىكردم . « 2 » نمونهاى از زدوخورد عربها بر سر تقسيم آبها دربارهء زدوخورد اعراب ناآشنا به نظام آبيارى بر سر تقسيم آبها كه عمر آن را در علت خوددارى خود از تقسيم اراضى سواد ذكر كرده بود مىتوان در داستان زير كه برگرفته از تاريخ همان زمانها است نمونهاى از آن را يافت . و آن داستان كوچنشينهاى عرب است كه در زمان امارت حجاج بن يوسف بر عراق از آنجا گريخته « 3 » و به قم روى آورده و در آنجا ماندگار شده و با تعدّى به اين و آن شأن و شوكتى يافته و با
--> ( 1 ) . فتوح البلدان ، ص 329 . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 327 . ( 3 ) . نخستين كسىكه با ايل و تبار خود به اين سمت روى آورد مردى بود به نام احوص كه ظاهرا مردى شرور و مردمآزار بوده و حجاج به دستور خليفه مدتى او را در زندان كرده و سپس آزاد ساخته بود . ولى وقتى يكى از خيرانديشان او را بدين كار سرزنش كرد ، كه تو سبعى از سبعان عرب يعنى درندهاى از درندگان عرب را از بند رها ساختهاى و اگر خليفه بفهمد از تو بازخواست خواهد كرد . حجّاج از كردهء خود پشيمان شد و دستور داد او را گرفته دوباره در بند كنند . ولى او به كمك برادرش عبد الله با اهل و عيال خود و برادرش از كوفه گريخت و به جانب قم روانه شد تا از آنجا به اصفهان برود ، ولى چون در قم يزدانفادار دهقان بزرگ آن منطقه او را در حمايت خويش گرفت و خانه و زندگى و يكى دو ده و وسائل زراعت در اختيار او نهاد ، او همانجا ماندگار شد . چنان كه تاريخ قم حكايت مىكند او در آنجا هم همچنان سبعى از سبعان عرب باقى ماند ، و پس از مرگ يزانفادار كه پيوسته جانب او را رعايت مىكرد با قتل بازماندگان او بر همهء املاك او هم دست يافت . و قسمتى از آنها را هم بين برادران و بستگان خود كه در اين هنگام شمارهء آنها در آنجا بسيار فزونى يافته بود تقسيم كرد ، و به تدريج كار آنها با غلبه و تسلّط بر مردم آن ناحيه و نواحى اطراف آنچنان بالا گرفت كه بيش از دو سه قرن مردم آن ناحيه تا حدود همدان و اصفهان در چنبرهء زورگوئيهاى آنان به شرحى كه در تاريخ قم آمده است ، گرفتار بودند . . .