محمد مهدى ملايرى
78
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
معروفى نبوده و چون به تدريج بخش جنوبى اين دو منطقه يعنى سواد چهرهء عربى به خود گرفته بود در سدههاى بعد براى تشخيص اين دو منطقه كه هردو در زير نام عراق باقى مانده بودند از يكديگر يكى را به نام عراق عرب و ديگرى را به نام عراق عجم خواندند . و اين نام عراق عجم در كتابهاى جغرافيائى ايران تا تقسيمات جديد كشورى در عصر حاضر همچنان باقى ماند « 1 » . نكتهاى كه در اينجا بايد يادآورى شود اين است كه در قرنهاى نخستين اسلامى اگر در جائى عراقين به كار رفته مراد از آن بصره و كوفه است ؛ زيرا هر يك از اين دو شهر مركز حكومت بر قسمتى از قلمرو شرقى حكومت خلفا يعنى ايرانشهر يا به تعبير اعراب عراق بوده و براى هريك عامل جداگانهاى تعيين مىشده و هرگاه دو مركز به يك عامل واگذار مىگرديده او را عامل خراج عراقين مىگفتند و از همينقبيل است دو موردى كه در كتاب الوزراء و الكتّاب آمده و بدان اشاره شد يكى در بيان اينكه هادى خليفه عباسى محمد بن جميل را متصدى ديوان خراج عراقين ساخت و ديگرى در اين خبر كه هارون الرشيد ثابت بن موسى را متصدى ديوان خراج عراقين و شام كرد كه در هردو مورد مراد از عراقين بصره و كوفه است نه عراق عرب و عراق عجم زيرا در اين دوره هنوز منطقه جبال به نام عراق عجم خوانده نشده بود . ولى آنچه در القاب عصر اخير در ايران و عراق به كار مىرفته از قبيل امير العراقين يا شيخ العراقين و سيد العراقين و مانند اينها مراد از عراقين همين دو عراق يعنى عراق عجم و عراق عرب بوده است و به همين معنى تواند بود عبارت قزوينى در آثار البلاد در ذكر مناطق اقليم سوم از شرق به غرب « . . . ثم كابل و كرمان و سجستان و فارس و الاهواز و العراقين و الشام و مصر » « 2 » . * * *
--> ( 1 ) . « فارس از جنوب محدود به خليج فارس . . . و از جانب شمال به عراق عجم امروزه » ( جغرافياى مفصل كيهان ، ج 2 ، ص 12 ) . « آذربايجان . . . حدودش با ولايت عراق عجم و موغان و گرجستان و ارمن و كردستان پيوسته است . » ( جغرافياى مفصل كيهان ج 2 ، ص 150 به نقل از نزهة القلوب ، ص 75 ) . ( 2 ) . آثار البلاد ، ص 137 .