محمد مهدى ملايرى
76
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مركز به تصرف درمىآمد « 1 » ، به كار گرفته مىشد . و از آنجا كه اين دو پايگاه و قلمرو حكومت آنها منحصر به سواد نبود بلكه همهء سرزمينهاى تصرف شدهء ايران را هم ، هريك در بخش وابسته به خود ، شامل مىگرديد . از اينرو نام بصره و كوفه با نام عراق يعنى ايران قرين گرديد زيرا اين دو شهر در خلافت عربى مركز حكومت بر ايران گرديده بودند و به همينجهت بود كه در كتب تاريخى گاهى كه از آن دو باهم سخن مىرود از آن دو به عراقين تعبير مىشود . « 2 » در دوران اموى كه كار خلافت و حكومت بر سرزمينهاى تصرف شده سر و صورتى گرفت كشور پهناور اسلام به دو بخش عمده تقسيم گرديد . يكى در غرب شامل سرزمينهاى عربى و هرآنچه از متصرفات روم در آسيا و آفريقا فتح شده بود كه زير نظر خود خليفه كه در شام مىزيست قرار داشت و ديگرى در شرق شامل تمام سرزمينهائى كه در اثر غلبه بر دولت ساسانى به دست آمده بود و آن را عراق مىخواندند كه قلمرو آن چنان كه از اصمعى نقل شد از هيت و عانات در حاشيه صحراى عربستان بود تا اقصى نقاط خراسان بزرگ و همهء آنها در قلمرو حكومت دو كارگزارى قرار داشت كه مقرّ آنها در همين دو شهر بصره و كوفه بود ، و گاه كه امارت بصره و كوفه هردو به يك تن واگذار مىشد چنان كه
--> ( 1 ) . تمام سرزمينهاى جنوبى و شرقى ايران مانند فارس و كرمان و سيستان و خراسان به وسيلهء كارگزارى بصره و تمام سرزمينهاى غربى و مركزى ايران هم به وسيلهء كارگزارى كوفه تصرف شده بود و در تحت حكومت آنان قرار داشت و حتى سرزمين خوزستان كه به سبب پايدارى هرمزان فرمانرواى آنجا غلبه بر آن از عهدهء عربهاى بصره به فرماندهى ابو موسى اشعرى به تنهائى برنيامد و عمر سپاه كوفه را هم به فرماندهى نعمان بن مقرن به كمك آنها فرستاد و آنجا را هردو به كمك هم فتح كردند بر سر حكومت آنجا و اينكه خوزستان در قلمرو حكومت كداميك از كارگزاريهاى بصره و كوفه قرار گيرد ميان آنها اختلاف پديد آمد و داورى به نزد خليفه بردند و عمر آن را به سبب نزديكى آنجا به بصره در قلمرو حكومت بصره قرار داد . ( 2 ) . جهشيارى ، محمد بن جميل را كه در زمان خلافت هادى خليفهء عباسى سرپرست ديوان بصره و كوفه هردو بود متصدى ديوان عراقين خوانده ( الوزراء و الكتّاب ص 167 ) و ثابت بن موسى را كه در خلافت هارون الرشيد سرپرست ديوانهاى بصره و كوفه و شام شده بود متصدى ديوان عراقين و شام نوشته ( الوزراء و الكتّاب ، ص 177 ) .