محمد مهدى ملايرى
75
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در عراق ( - ايران ) مندرس و متلاشى گشت . « 1 » و به همينمعنى است عراق در تركيب اضافى سواد العراق كه چنان كه گذشت از تعبيرهاى قديمى است كه سرزمين سورستان يا سواد در عربى به آن نام خوانده مىشده و نمونههائى از آنهم ذكر گرديد . و از همينمقوله است آنچه در مراصد الاطلاع در تعريف سواد بدينعبارت آمده « السواد رستاق من رساتيق العراق و ضياعها » « 2 » . يعنى سواد روستائى است از روستاهاى عراق ( - ايران ) و از ديههاى آن . از آنچه گذشت مىتوان به روشنى ديد كه عراق پيش از آنكه در دوران اسلامى به محدودهء سواد اختصاص يابد در زبان عربى به جاى ايران به كار مىرفته و اعراب كه به تعبير خودشان ايران را معمولا بلاد فارس مىخواندهاند در جاهائى كه مىبايستى نام ايران يا ايرانشهر ذكر شود آن را به عراق تبديل مىكردهاند ، و اين امر در نزد مؤلفان قديم اسلامى چنان كه از نوشتههايشان پيداست واضح و بىترديد بوده ، و اما اينكه چگونه در دوران اسلامى اين نام كه همهء ايران و از آن جمله سواد را هم شامل مىشده چنان كه در تركيب اضافى سواد العراق ديده مىشود رفتهرفته به همينبخش سواد يا سورستان قديم اختصاص يافته شايد آن را بتوان با توجه به تحولات تاريخى اين منطقه و اين نام در دوران اسلامى بدينگونه توجيه نمود : * * * دگرگونيهاى معنى عراق با دگرگونيهاى قلمرو آن در آغاز فتوحات اسلامى كه دو مهاجرنشين بصره و كوفه در همينسرزمين سواد به وسيلهء اعراب شكل گرفت اينجا ، نخست همچون پايگاهى براى حمله به ايران ، و سپس همچون مركزى براى حكومت بر مناطقى از آن كشور كه به وسيلهء هريك از اين دو
--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 239 « فدرس عند ذلك العلم بالعراق و تمّزق » ( 2 ) . مراصد الاطلاع ، ج 2 ، ص 750 .