محمد مهدى ملايرى
439
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
عتبة بن غزوان به آنجا رفته بود و پس از مرگ او مدتى را هم به جانشينى او در امارت بصره گذرانيده بود . و با اينكه اين مدت چندان طولانى نبوده باز از اين كه او در همين مدت كم توانسته مقدارى فارسى ياد بگيرد چنين برمىآيد كه زمينه زبان فارسى در آنجا آن اندازه استوار بوده كه او را ناچار سازد با همين زبان رفع احتياج كند و به قول طبرى مقدارى فارسى ياد بگيرد . * * * قصر المرأة و نهر المرأة در همان هنگام كه ابو موسى اشعرى پس از مغيرة بن شعبه كارگزار خليفه عمر در بصره شده بود روزى او با تنى چند از همراهانش در نزديكى قصرى در آن محل فرود آمده بود كه صاحب آن بانوئى از بزرگان ايرانى بود و به رسم خوشآمد براى او نوعى شيرينى كه در عربى آن را خبيص ناميدهاند فرستاد و چون ابو موسى آن را بسيار مطبوع يافت پيوسته از آن ياد مىكرد و به قول بلاذرى مىگفت اطعمونا من دقيق المرأة « 1 » و به همينسبب نام المرأة بر روى اين زن و قصر او و نهرى كه براى آبيارى املاك و مزارع متعلق به او از دجله جدا شده بود باقى ماند ، و همواره در همهجا از اين قصر به نام قصر المرأة و از آن نهر هم به نام نهر المرأة ياد شده است . نام اين زن كامورزاد « 2 » و پدرش چنان كه نوشتهاند نرسى يكى از بزرگان ساسانى
--> ( 1 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 418 . ( 2 ) . اين نام را ياقوت از قول بلاذرى به همينصورت نوشته كه درست مىنمايد . ولى در كتاب فتوح البلدان بلاذرى در نسخهاى كه در دسترس است اين نام كامندار چاپ شده كه به احتمال زياد تحريفى از همين كامورزاد است . بلاذرى نوشته كه خالد اين قصر را به صلح فتح كرد و واسطهء صلح او نوشجان بن جسنسما پسرعموى كامندار دختر نرسى و صاحب قصر بود . ( فتوح البلدان ، ص 418 ) ياقوت از قول الساجى ( گويا در تاريخ بصرهء او ) آورده كه هنگامى كه خالد بن الوليد به بصره آمد با مردم نهر المرأة از جائىكه آنجا را رأس الفهرج ناميده تا همين محل نهر المرأة صلح كرد ، و آنكس كه طرف صلح او بود صاحب اين نهر به نام طماهيج بود كه با خالد به ده هزار درهم صلح كرد . ( ياقوت ، معجم البلدان 4 / 844 ) گمان مىرود نام طماهيج براى اين زن در اثر التباسى باشد با موردى ديگر كه در آنجا هم سخن از زنى از خاندان ساسانى و از مردى به نام