محمد مهدى ملايرى
440
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بوده « 1 » و نوشجان دهقان بزرگ تسوى زندورد كه نامش در استان شادبهمن گذشت ، و او هم در املاك خود در زندورد در نزديكيهاى املاك و اقامتگاه همين زن مىزيست و نسب به خاندان ساسانى مىرسانيد ، پسرعموى اين زن بوده « 2 » . از اين كه ياقوت اين نهر را از كندههاى داريوش كوچك نوشته « 3 » چنين برمىآيد كه اين نهر سابقهاى قديمتر از اين تاريخ داشته . نام نوشجان در رويدادهاى دوران فتوحات اين منطقه چندين بار برده شده . او خود با اعرابى كه به اين منطقه حمله كرده بودند در حال صلح به سر مىبرد . نوشتهاند واسطهء صلح اين زن با اعراب مهاجم هم همين نوشجان بود كه با پرداخت ده هزار درهم او را از تعرض آنان مصون داشت « 4 » . * * * قصر هزار در در همين منطقه كاخ ديگرى بود كه از نامش پيداست كاخى بزرگ و باشكوه بوده . آن را از قديم هزاردر مىخواندهاند و در عربى هم با همان نام فارسى هزاردر معروف گرديده . از اينكه در تاريخ بنا و هدف از بناى آن روايات مختلفى آمده مىتوان دريافت كه آنجا بنائى قديمى بوده كه نه تاريخ آن و نه هدف از بناى آن براى راويان به خوبى روشن نبوده . بلاذرى اين روايات را بدينگونه نقل كرده است برخى گفتهاند آن را شاه ايران براى سكونت هزار تن از اسواران خود ساخته بود كه هريك را در آنجا خانهاى بدهد . ( بىآنكه از نام اين شاه ذكرى بشود ) و برخى گفتهاند كه اينجا كاخ شيرويه اسوارى بوده و چون در فراوان داشته آن را هزار در ناميدهاند . و بعضى هم گفتهاند كه آن را شيرويه در
--> نوشجان است ، و آن در خبر فتوحات عبد اللّه بن عامر است در خراسان كه در زمان خلافت عثمان به امارت بصره گمارده شده بود . چنان كه نوشتهاند او در جنگهايش در خراسان به دو دختر از خاندان ساسانى و به قول طبرى ( جاريتين من آل كسرى ) دست يافته بود كه هر دو را به بصره آورده بود ولى يكى از آنها تاب نياورده در بين راه بمرد و ديگرى كه نامش را طماهيج نوشتهاند و خالى از تعريب و تحريف هم نيست عبد الله بن عامر به نوشجان بخشيد . ( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 418 . ( 2 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 418 . ( 3 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، 4 / 844 . ( 4 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، 4 / 844 .