محمد مهدى ملايرى
438
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نام و سرزمين بصره نيز با چنين سرگذشتى روبرو بوده است كه پيش از اين به پديدههائى از آن اشاره شده و در اينجا هم از مسائلى در همين زمينه سخن مىرود كه با تاريخ اين سرزمين ارتباط مىيابد ، ولى چون در آنها نشانههائى هست كه به دورانى پيش از تعريب آن بازمىگردند ، و در تاريخ اين بصرهاى كه عربىتبار پنداشته شده درخور توجه و ذكر نبودهاند ، براى اينكه اين عدم توجه ابهامى را در تاريخ قديم اين سرزمين باعث نگردد در اينجا به ذكر برخى از آن موارد به ويژه آنها كه با زبان و فرهنگ آنجا سروكار مىيابد مىپردازد . بدين اميد كه ابهامى را از گوشهاى از آن بزدايد . * * * مغيرة بن شعبه و زبان فارسى هنگامى كه هرمزان « 1 » آخرين فرمانرواى خوزستان و لرستان در دوران ساسانى در جنگ با اعراب كه از دو پايگاه جنگى خود در بصره و كوفه او را از دو سو در محاصره گرفته بودند سرانجام شكست خورد و به اسارت درآمد و او را به مدينه نزد عمر بردند ، چون مترجم زبان فارسى خليفه به نام زيد در آنجا حاضر نبود ، مغيرة بن شعبه كه پس از داستانهائى كه پس از بركنارى از امارت بصره در همين مدينه بر او گذشته بود ، و پيش از اين بدانها اشاره شد ، اكنون در مدينه و در محضر خليفه مىزيست ، كار مترجمى بين هرمزان و خليفه را او برعهده گرفت . طبرى نوشته مغيره از آنرو به مترجمى پرداخت كه او چند صباحى در عراق بوده و در آنجا مقدارى فارسى ياد گرفته بود . اين چند صباحى كه مغيره در عراق بوده همان سالهائى بوده كه وى نخست با
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر دربارهء هرمزان . نگاه كنيد به : 1 - محمد محمدى - فرهنگ ايرانى پيش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامى و ادبيات عربى ، چاپ دوم انتشارات دانشگاه تهران شماره 1609 ص 65 به بعد . 2 - محمد محمدى - سرگذشت هرمزان و شرح نخستين اشنائى اعراب مسلمان با نظام و ديوانى ايران : مقالات و بررسيها ، دفتر 9 - 12 ، تهران 1351 . ه خ . ص 1 - 29 .