محمد مهدى ملايرى
416
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
گفته يا نوشته بودهاند آنچنان فراگير بوده كه اصل واقعى اين كلمه را از ميان برده و اثرى از آن برجاى نگذاشته و هرآنچه هم از سوابق آن بوده در خود فروبرده است . و به همينسبب بوده كه به تدريج رواياتى هم كه دربارهء اين محل وارد شده و در آن مطالبى بوده كه با اين معنى ناسازگار درمىآمده به گونهاى تحريف يافته كه با آن سازگار درآيد . مانند نمونهء زير : پيش از اين از نامههايى سخن رفت كه پس از ورود عتبة بن غزوان به خريبه در وصف بصره بين او و عمر ردّوبدل شده و بلاذرى خلاصهء آنها را در فتوح البلدان نقل كرده بود . در آن نامهها بصره سرزمينى سبز و خرم با درختان كهن نزديك آبگيرها و چراگاهها معرفى شده بود . همين روايت در معجم البلدان ياقوت هم آمده ولى در آنجا به صورتى تحريف شده كه به جاى چنان جايى سبز و پردرخت سرزمينى ريگزار و سنگستان معنى مىدهد يعنى معنايى سازگار با آنچه براى بصره ذكر كردهاند « 1 » . و با پيگيرى در اخبار و روايات اين دوره زمينهء مثالهاى ديگرى را هم مىتوان يافت . * * * باز هم سخنى در تعريب و تحريف و چون در اينجا هم مانند بيشتر مباحثى كه در اين كتاب مطرح شده و مىشود عامل اصلى تيرگيهايى كه آنها را فراگرفته تعريب است و در جلد اول همين كتاب هم توضيحى دربارهء برخى از انواع آن آمده ، در اينجا هم براى روشن شدن مطلب خلاصهاى از آنچه در آنجا درباره
--> ( 1 ) . در اين روايت دو كلمه است كه با تحريف آنها معنى به گونهاى كه در متن ذكر شد تغيير مىيابد . در اصل روايت كه در فتوح البلدان آمده در نامهء عتبة به عمر چنين آمده است : « انّى وجدت ارضا كثيرة القضبة » و قضبة به معنى درخت كهن است كه به هرسو شاخ و برگ گسترده باشد . و در همين روايت در پاسخ عمر به عتبة آمده « هذه ارض نضرة » يعنى سرزمينى سبز و خرّم است . ولى در روايت معجم البلدان نامهء عتبة بدينصورت تحريف شده « انى وجدت ارضا كثيرة القضّة » و قضّة معنى ريگ و سنگ است و در پاسخ عمر هم به جاى « هذه ارض نضرة » آمده « هذه ارض بصرة » معجم 1 / 640 كه آنهم طبق گفته ارباب لغت به معنى سرزمين سنگلاخ و ريگزار است .