محمد مهدى ملايرى

405

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ناحيهء بصره شروع شده بود آن خود به وسيله باديه‌نشينان حاشيه صحرا در همان نقطه و با استفاده از آشفتگىهاى درونى ايران و ضعف مرزداران صورت مىگرفت و حركتى جدا از آن چيزى بود كه سران قوم آن را در مدينه رهبرى مىكردند . و عمر براى اين‌كه آن حركت خود ريشه‌اى جداگانه نيابد عتبه را با نيرويى كافى از سوى خود اعزام داشت كه آن حركت را هم در خود گيرد و او نيز چنين كرد و همهء آنها كه در آنجا و در جاهاى ديگر نزديك به آنجا به تاخت وتاز و غارت و ويران‌گرى مىپرداختند به دستور خليفه به او پيوستند . براى اين‌كه اهميت اشغال اين مركز براى رسيدن به هدفهايى كه خليفه درنظر داشت بهتر معلوم گردد بايد به اين نكته توجه شود كه بصره چنان كه گذشت محل تقاطع راههاى مختلف در غرب فرات بود و نيروهايى كه خليفه مىانگاشت از جنوب ايران يعنى ميشان و خوزستان و فارس به كمك ايرانيانى بشتابند كه در حدود حيره و كوفه مورد حمله قرار گرفته يا مىگرفته‌اند خواه ناخواه مىبايستى از همين محل بگذرند و از اين‌جا بىهيچ دشوارى در غرب فرات خود را به پشت جبهه اعراب در بصره و كوفه برسانند و آنها را در محاصره گيرند ، زيرا اينجا يعنى همين محل بصره راه طبيعى جنوب ايران به عربستان بود . چنان كه وقتى عربها هم در همين‌جا پايدار شدند و نيروى آنها با افزوده شدن قبايل ديگر رو به فزونى گذاشت و آشفتگيهاى درونى ايران هم بيشتر شد از همين‌جا براى تصرف مناطق جنوبى ايران به حركت درآمدند از ابلّه آغاز كردند و تا ميشان و خوزستان و فارس و كرمان و سيستان و خراسان به پيش رفتند و به همين‌سبب هم در اين دوران و در تمام دوران اموى همهء مناطق جنوبى ايران و گاه تا خراسان از قلمرو امارت بصره به شمار مىرفت . * * *

--> ابصرتنا الدّيادبة خرجوا هرّابا و جئنا القصر فنزلناه » ( معجم البلدان ج 1 ص 638 . يعنى چون ديده‌بانها ما را ديدند پا به فرار گذاشتند ما هم به قصر آمديم و در آنجا منزل كرديم » ( الدّيادبة جمع عربى ديده‌بان است ) .