محمد مهدى ملايرى
406
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
واقعيات تاريخى حال چون از سنگلاخهاى لغوى بگذريم و به واقعيات تاريخى برسيم رويدادهاى واقعى آن دوران و واقعيات جغرافيائى اين محل را بدينگونه خواهيم يافت . هنگامى كه عتبة بن غزوان با همراهان خود به اين محل بصره رسيد در آنجا هفت دسكره يافت . دسكره شكل عربى شدهء دستگرد يا دستجرد فارسى است . جواليقى در كتاب المعرّب من الكلام الاعجمى دسكره را بنايى كاخمانند معنى كرده كه پيرامون آن را خانههايى فراگرفته باشند « 1 » به گفته بلاذرى دو تا از اين هفت دسكره در خريبه بودهاند و دوتا از آنها در جايىكه نام آن را زابوقه نوشته و سه تا ديگر در جايى كه در زمان بلاذرى اقامتگاه قبيله ازد بوده و به نام دار الازد خوانده مىشده . عتبة همراهان خود را در آن دسكرهها جاى داد و خودش در خريبه فرود آمد كه پيش از آن پادگان نظامى ايرانيان بود « 2 » . بهشتآباد اردشير اينجايى كه عربها آن را خريبه يعنى خرابه يا ويرانه ناميدند و پيش از آن به گفته بلاذرى پادگان نظامى ايرانيان بوده همان جايى است كه به نام بهشتآباد اردشير خوانده مىشده و ياقوت از گفته حمزه اصفهانى آن را و نسبت آن را با بصره چنين تعريف كرده : « بصره در سال 14 بنيان نهاده شد در كنارهء صحرا و در جانب شهرى قديمى از شهرهاى ايران كه وهشتاباد اردشير خوانده مىشد و مثنّى بن حارثه شيبانى با حملههاى مكرر آنجا را ويران ساخته بود . و چون اعراب بدينموضع آمدند آنجا را خريبه ناميدند و جنگ جمل هم بين على و عايشه در همين محل اتفاق افتاد « 3 » .
--> ( 1 ) . شايد اين بناها هم از آنرو دسكره خوانده مىشدند كه پيرامون پادگان مهم و معتبر بهشتآباد و از ملحقات آن بودهاند كه عربها آن را ويران ساخته و اكنون به نام خريبه آنهم يكى از همين هفت دسكره به شمار مىرفته . ( 2 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 419 ، « كانت مسلحة للاعاجم » ( 3 ) . معجم البلدان . 2 / 429 .