محمد مهدى ملايرى
404
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بلاذرى اين مطلب را روشنتر بيان كرده . وى پس از ذكر تاخت و تازهاى سويد بن قطبه در ناحيهء خريبه بصره گويد چون خبر سويد بن قطبه و كارهايى كه او در بصره انجام مىداد به عمر رسيد عمر تصميم گرفت كه آن كارها را هم به عهده كسى بگذارد كه از سوى خود او منصوب شده باشد پس آن را به عهده عتبة بن غزوان كه از مهاجران قديمى بود گذاشت ، و به او گفت « حيره گشوده شده و يكى از بزرگان ايران ( - يعنى مهران ) هم كشته شده ، و خيل مسلمانها در بابل قدم گذاشتهاند ، تو هم به ناحيهء بصره برو و آنها را كه در آن حدود هستند از مردم اهواز و فارس و ميشان به خود مشغول دار و از كمك به برادران خودشان در برابر برادران خودت بازدار . » پس عتبه هم به آنجا آمد و سويد بن قطبه هم با همهء آنها كه از قبيلههاى بكر بن وائل و بنى تميم با او بودند به عتبه پيوستند « 1 » . از مطالب مختلفى كه در اينجا دربارهء تاريخ و اهداف اين واقعه ذكر شد و با توجه به آنچه پيش از اين دربارهء جنگ قادسيه و مقدمات آن گذشت چنين برمىآيد كه تاريخ اعزام عتبة بن غزوان به بصره پيش از شروع جنگ قادسيه و بعد از سقوط دو پادگان مهم ايران در حاشيهء صحرا ؛ يكى پادگان حيره در منطقه كوفه و ديگر پادگان بهشتآباد در حدود بصره ، و در دورانى بوده است كه عمر پس از شكست حمله ابو عبيد ثقفى و كشته شدن او كه شرح آن گذشت « 2 » حمله ديگرى را و اين بار كارىتر و با آمادگى بيشتر در سر مىپروراند و براى چنين آمادگى تصرف بصره و ابلّه با موقع نظامى و اقتصادى ممتازش كمال مطلوب او بود ، به خصوص كه اكنون با سقوط پادگان بهشتآباد آنجا بىدفاع مانده و در دسترس قرار گرفته بود . و آنچه او را به شتاب در بهرهگيرى از آن فرصت وامىداشت يكى جلوگيرى از كارآ شدن مجدد آن پادگان بود كه هنوز ديدهبانهايى از آن حفاظت مىكردند « 3 » و ديگر اين بود كه تاختوتازهايى كه در
--> ( 1 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ص 418 و 419 . ( 2 ) . تاريخ و فرهنگ ايران . . . ج 1 ، ص 406 به بعد . ( 3 ) . در روايتى كه ياقوت از گفته نافع بن الحارث يكى از همراهان عتبة نقل كرده آمده : « فلمّا