محمد مهدى ملايرى
39
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
از آنها نام برده در اينباره چنين آمده است : « هركجا آرامگاه مردمان بود به چهار سوى جهان از كران تا كران « اين زمين را ببخشيدند و به هفت بهر كردند ، و هر بهرى را يكى كشور خواندند « 1 » . نخستين را ارزه خواندند دوم را سوت خواندند سوم را فرددفش خواندند چهارم را ويددفش خواندند پنجم را ووربرست خواندند شش را وورجرست خواندند هفتم را كه ميان جهانست خنرس بامى « 2 » . و خنرس بامى اين است كه ما به دو اندريم و شاهان او را ايرانشهر خواندندى . . . » « 3 » و در كتاب بندهش كه تازهترين گزارش فارسى از يك متن پهلوى به وسيلهء آقاى دكتر مهرداد بهار است بدينگونه آمده : « هنگامىكه تيشتر آن باران را ساخت كه درياها از او پديد آمدند ، زمين را همهجاى نم بگرفت ، به هفت پاره بگسست ، داراى زيروزبر و بلندى و نشيب بشد . پارهاى به اندازهء نيمهاى ( در ) ميان و شش پارهء ( ديگر پيرامون آن قرار گرفت ) . آن شش پاره به اندازهء خونيرس است . او ( آنها را ) كشور نام نهاد . زيرا ( ايشان را مرز ببود ) چنان ( كه ) پارهاى را ( كه ) به ناحيهء خراسان است ، كشور ارزه ، پارهاى را ( كه ) به ناحيهء خاوران است ، كشوره سوه ، دو پاره را ( كه ) به ناحيهء نيمروز است ، كشور فرددفش و ويددفش ، دو پاره را ( كه ) به ناحيهء اباختر است ، كشور وروبرش و وروجرشن خوانند . آن را كه ميان ايشان و به اندازهء ايشان است ، خونيرس خوانند « 4 » .
--> ( 1 ) . مرحوم قزوينى در حاشيه اين عبارت چنين نوشتهاند : « اسماء آتيه هفت كشور و اين نوع تقسيم زمين به هفت قسمت كه يكى از آنها يعنى ايرانشهر در وسط و شش ديگر گرداگرد آن مىباشند مأخوذ از اوستاست . براى اطلاع از تفصيل اين فقره رجوع شود به ترجمهء اوستا به اهتمام آقاى پورداود ج 1 ص 431 - 432 . » سپس نام بسيارى از نوشتههاى خاورشناسان و مآخذ اسلامى را كه متعرض تقسيم زمين به هفت كشور به طرز ايرانيان شدهاند ذكر كردهاند كه محققان را بسيار به كار آيد ( گزارش كنگرهء فردوسى منعقد در 1313 هجرى خورشيدى در تهران ص 138 ) . ( 2 ) . يعنى خونيرس درخشان ( ترجمهء اوستا ، پورداود ج 1 ص 431 خونيرث درخشان ) ( 3 ) . گزارش كنگرهء فردوسى ، ص 139 از مقالهء قزوينى با عنوان ( مقدمهء قديم شاهنامه به قلم حضرت آقاى ميرزا محمد خان قزوينى ) از صفحهء 123 به بعد . ( 4 ) . بندهش ، گزارش فارسى از مهرداد بهار ، انتشارات توس ، تهران 1369 ، ص 70 .