محمد مهدى ملايرى

385

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

حكومت ميشان را به اين خاندان ايرانى واگذار كرده بود ، يا شايد همان فرمانرواى قديم ايرانى آنجا را در سمت خود ابقا كرده بود . به‌هرحال اين فرمانروائى مستقل كه تاريخ تأسيس آن دست كم به ثلث اخير قرن دوم پيش از مسيح مىرسيد تا اين تاريخ يعنى زمان اردشير بابكان ، استقلال خود را حفظ كرده بود « 1 » . و مىتوان همين فرمانروائى ممتد ايرانى را با اثرى كه در انتقال مستقيم فرهنگ و تمدن ايران هخامنشى به ايران ساسانى داشته است ، يكى از عوامل مهمّى شمرد كه در حفظ زمينه‌هاى قديم فرهنگ اين منطقه و كانونهاى متعددى كه در آن به وجود آمده بود و بدانها اشاره شد اثرى تعيين‌كننده داشته است . * * * پايتخت اين دولت ميشان در همان دوران استقلال آن كرخ ميشان خوانده مىشده ، گرچه طبرى بناى كرخ ميشان را به اردشير بابكان نسبت داده « 2 » ولى اين احتمال مىرود كه مراد او تعمير يا تجديد بناى اين شهر بوده ، چون از نامهاى مختلفى كه در دوره‌هاى مختلف تاريخى از شهرهائى كه در اين محل بوده در تاريخها آمده چنين برمىآيد كه بناهائى كه در اين‌جا به وجود مىآمده به سبب اين‌كه اين محل غالبا در معرض سيل و طغيان رودهاى دجله و كارون قرار داشته ، چندان دوامى نمىيافته‌اند . همين كرخ ميسان كه فرمانرواى ايرانى بنا نهاده بود خود جانشين شهر انطوخيا شده بود كه آن را انطيوخوس ساخته بود و سيل آن را خراب كرده بود ، و آن انطوخيا هم جانشين شهر اسكندريه شده بود كه اسكندر در اوائل سال 324 پيش از مسيح در همان نقطه بنا نهاده بود ، و آن‌هم با سيل و طغيان دجله و كارون خراب شده بود . « 3 » به گفتهء ياقوت كرخ‌ميسان را استرآباد مىگفته‌اند « 4 » و در تاريخ طبرى اين نام به صورت استاباد اردشير آمده و

--> ( 1 ) . تقىزاده ، مانى و دين او ، ص 33 . ( 2 ) . طبرى 1 / 818 . ( 3 ) . تقىزاده ، مانى و دين او ، ص 33 . ( 4 ) . گفتهء ياقوت چنين است : « و استرآباد كورة بالسواد يقال لها كرخ ميسان » . ياقوت اين را در كلمهء