محمد مهدى ملايرى
384
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اين سرزمين هرچند در تقسيمات ديوانى دورهء ساسانى و دوران انتقال كه صورتهاى ابن خردادبه و قدامه معرف آن است ، بخشى از يك استان به شمار مىرفته ولى در دورههاى قديمتر داراى قلمروى گستردهتر و اهميت و اعتبارى بيشتر بوده ، و اختلافى هم كه گاهى در مآخذ تاريخى و جغرافيائى قديم در تعيين محل و قلمرو آن ديده مىشود از همين سابقه تاريخى ، و از تغيير و تحولى كه در دورههاى مختلف در آن روى داده است سرچشمه مىگيرد . در كتاب بطلميوس كه عربستان به سه بخش زير تقسيم شده : عربستان صحرائى ، و عربستان كوهستانى يا صخرهاى ، و عربستان خوشبخت كه آن را با يمن تطبيق كردهاند ، حد غربى اين عربستان خوشبخت به خليج عقبه و حد شرقى آن كه از جنوب عربستان صحرائى و كوهستانى مىگذشته به خليج ميسان ( Maisanites Kolpos ) مىرسد . و نشانى آن را در بخش شمالى خليجفارس ( Sinus Persicus ) دادهاند « 1 » . مملكت قديم ميشان چنان كه پيش از اين هم گذشت هنگامى كه اردشير بابكان در راه برانداختن سلطنتهاى مستقل محلى دوران ملوك الطوايفى و يك پارچه ساختن همهء سرزمينهاى ايرانى از اصفهان به اين منطقه آمده در اينجا فرمانروائى ايرانى كه طبرى نام او را بندو و عنوان او را ملك يعنى شاه نوشته است حكومت مىكرده ، كه اردشير او را از ميان برداشته و قلمرو حكومت او را هم ضميمه حكومت خويش ساخته است . و به گفتهء طبرى اردشير در آنجا كرخ ميسان را بنا كرد و سپس به فارس رفت « 2 » . اين فرمانروائى كه اردشير آن را برانداخت ، از آن يك سلاله ايرانى بود كه سابقهء آن به 350 سال پيش از اين تاريخ و به زمان انطيوخوس اپيفانوس فرمانرواى سلوكى اين ناحيه مىرسيد . اين فرمانرواى سلوكى كه پس از غلبهء اسكندر و انقراض دولت هخامنشى مدتى بر اين منطقه حكومت مىكرد ،
--> ( 1 ) . همان مآخذ . ( 2 ) . طبرى 1 / 818 .