محمد مهدى ملايرى

377

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

گذشته آن مىكند ديده مىشود » « 1 » . * * * ابلّه همچون كانونى براى سرود و موسيقى ايران غناى سرشار همراه با طبيعت اغواگر و زيباييهاى فريبنده اين منطقه باعث شده بود تا مردمى كه جاذبه‌هاى زندگى را ارج مىنهاده‌اند و برخوردارى از نعمتهاى خدادادى را شكرانهء آن نعمتها مىشمرده‌اند ، زيباييهاى چشم‌نواز اين خطّه پرآب و سبزه را با زيباييهاى گوش‌نواز سرود و موسيقى قرين سازند و اين‌جا را به صورت كانونى براى سرود و موسيقى فارسى درآوردند كه در اين دوران انتقال خود مركزى براى انتقال موسيقى ايرانى به اعراب و تحول موسيقى عربى گردد ، با ذكر نمونه‌هايى از چنين مراكز ايرانى كه در قرن دوم هجرى در همين ابلّه همچنان فعّال و پويا بوده‌اند پس از اين سخنى كوتاه خواهد آمد ؛ در اين‌جا به كيفيت انتقال همين پديده‌هاى هنرى از دوران پيش از اسلام به اعراب مسلمان و اثر همين محل بر نخستين كارگزاران و سرشناسان عرب كه از سوى خليفه عمر بدين‌جا گسيل شده‌اند اشاره خواهد شد . * * * نعمان بن عدّى بن فضله يكى از اين نخستينها بود كه عمر پس از فتح اين منطقهء ميشان و ابلّه او را به كارگزارى اين‌جا گماشت . نعمان كه در بهره‌گيرى از مواهب طبيعى و هنرى اينجا عنان اختيار از دست داده و به آنچه از ملذّات آنجا شمرده مىشد روى آورده بود ، ايام خوشى را كه در آنجا مىگذرانيد در شعرى وصف كرده بود كه چون به گوش عمر رسيد او را از آن كار برداشت . بخشى از اين اشعار كه سروده بود چنين بود : من مبلغ الحسناء انّ خليلها * بميسان يسقى فى زجاج و حنتم اذا شئت غنّتنى دهاقين قرية * و صنّاجة تجدو على كلّ منسم

--> ( 1 ) . به نقل از مصطفى جواد از او در دائرة المعارف جديد بستانى .