محمد مهدى ملايرى

375

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

غزوان افزوده شد و با پيوستن قبايل ديگر عربى به او نيروى او همواره رو به فزونى داشت . از اين‌رو به قصد حمله به ابلّه بناى تعرض به راههاى ارتباط آنجا را گذاشت و طبق معمول در قلمرو آن مركز به تاخت‌وتاز و ويرانگرى پرداختند و بدين‌سان آنجا را از زمين در محاصره گرفتند . * * * نهر ابلّه نهر ابلّه در دوران اسلامى هم تا قرنها حتى پس از ويرانى شهر قديم ابلّه همچنان آبادى و سرسبزى خود را حفظ كرد . ابن حوقل در قرن چهارم آن را چنين وصف كرده : « در ازاى آن چهار فرسخ است ، و در ميان ابلّه و بصره روان است . در دو سوى آن كاخها و بستانها به هم پيوسته گويى همه آنها يك بستانند كه در يك خط كشيده شده باشند ، با مجالس نيكو و مناظر زيبا و بناهاى فاخر و درختان بارور و ميوه‌هاى لذيذ و گياهان خوشبو ، كه هيچگاه از مردم خوش‌گذران و ظريف و كسانى كه به دنبال لذتهاى كمياب هستند خالى نيست ، و پيوسته اين‌گونه مردم را مىبينى كه از بالا و پايين آن در گردشند » « 1 » . شهر ابلّه تا قرن پنجم هجرى و هنگامى كه ناصرخسرو در سال 443 از آنجا ديدن كرده همچنان آباد و شكوفا بوده ، وى در سفرنامهء خود نوشته است : « شهر ابلّه را كه بر كنار نهر است و نهر بدان موسوم است شهرى آبادان ديدم ، با قصرها و بازارها و مساجد و اربطه كه آن را حد و وصف نتوان كرد . و اصل شهر بر جانب شمال نهر بود ، و از جانب جنوب نيز محلّتها و مساجد و اربطه و بازارها بود . و بناهاى عظيم بود ، چنان كه از آن نزه‌تر در عالم نباشد ، و آن را شاطىء عثمان مىگفتند . و شطّ بزرگ كه آن فرات و دجله است و آن را شط العرب گويند ، بر شرقى ابلّه است ، و نهر بر جنوبى « 2 » و نهر ابلّه و نهر معقل به بصره به هم رسيده‌اند . . . » ناصرخسرو نهر ابلّه را كه از بصره تا ابلّه آن را پيموده چنين وصف

--> ( 1 ) . صورة الارض ، 212 . ( 2 ) . در نسخه‌اى كه اين متن از آن نقل شده نام اين نهر به همين‌گونه چاپ شده كه درست نيست اين نهر همان جوبره است كه پيش از اين گذشت .