محمد مهدى ملايرى
372
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آبادى از استانهاى جنوبى عراق و خوزستان هموار گرديد . و به علت غنائم زيادى هم كه نصيب فاتحان شد وصيت شهرت آن در ميان قبايل صحرا پيچيده بود داوطلب شركت در اين جبهه فراوان و روزافزون گرديد . و فتوحات بعدى را به دنبال آورد . * * * پس از فتح ابلّه ، عتبه نامهاى بدينمضمون به عمر نوشت : اما بعد خداى را سپاس كه ابلّه را بر ما گشود . اينجا لنگرگاه كشتيهاى دريانورد است كه از عمان و بحرين و فارس و هند و چين به اينجا مىآيند ، و ما زر و سيم و فرزندان آنها را به غنيمت گرفتيم و من شرح آن را برايت خواهم نوشت انشاء اللّه . و اين نامه را با نافع بن حارث برادر زن خود براى عمر فرستاد و عمر هم مژده اين فتح بزرگ را به مسلمانها داد « 1 » . و چون با خبرهاى گاه اغراقآميزى كه از غنائم به دست آمده ، به مدينه مىرسيد و با سرعت در باديه پخش مىشد هجوم قبايل باديهنشين هم به اين منطقه روزافزون گرديد ، عتبه هم آنها را بيكار نگذاشت و با آنها به فتح مناطق ديگرى از همين استان كه پس از سقوط ابلّه راه حمله به آنها هموار شده بود پرداخت . ابلّه در دوران اسلامى در اين دوران ديگر ابلّه پادگان نظامى ايران و مقرّ اسواران ايرانى نبود چون دولتى به نام ايران وجود نداشت ، ولى آنجا غير از اين جنبه مزاياى ديگرى هم داشت كه آنجا را گنجينهاى از زيبائيها ساخته بود و از آن جمله مواهب طبيعى آنجا بود كه به سبب همانها آنجا يكى از مناطق آباد و پرنعمت و از لحاظ سرسبزى و خرّمى يكى از جاهاى زيباى جهان شناخته مىشد ، و رود ابلّه هم با كنارههاى زيبايش آنچنان شهرهء آفاق شده بود كه آنجا را يكى از بهشتهاى سهگانه يا چهارگانه جهان
--> ( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 430 و 431 .