محمد مهدى ملايرى

349

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

يعنى المسالك و الممالك ابن خردادبه به كار رفته به همين معنى ساحل است و مراد از آن‌هم ساحل عربى خليج‌فارس يعنى ساحل جنوبى آن است . وى در اين كتاب در بيان مسافت بين بصره و بحرين چنين گويد : « و من البصرة الى عبّادان اثنا عشر فرسخا ، ثمّ الى الخشبات فرسخان ، ثمّ تصير الى البحر فشطّه الايمن للعرب و شطّه الأيسر لفارس . . . و من الخشبات الى مدينة البحرين فى شطّ العرب سبعون فرسخا « 1 » يعنى از بصره تا آبادان دوازده فرسخ است و از آنجا تا خشبات دو فرسخ است و از آنجا به دريا مىرسد كه ساحل راست آن از آن عرب است و ساحل چپ آن از آن فارس ، و از خشبات تا شهر بحرين از ساحل عربى ( - شط العرب ) هفتاد فرسخ است . با توجه به اين معنى مىتوان انگاشت كه چون ساحل عربى خليج فارس از جائى كه بهمنشير يا اروندرود به دريا مىريخته است به ساحل جنوبى اين رود هم امتداد يافته در دوره‌هايى كه كنارهء راست اين نهر هم عرب‌نشين شده نام شط العرب از سواحل جنوبى خليج‌فارس به اين‌جا هم كشيده شده و ساحل اين جا هم مانند سواحل عربى خليج‌فارس شط العرب يعنى ساحل عرب خوانده شده ، و در دوره‌هاى بعد كسانى نه چندان آشنا به زبان عربى آن را نام خود نهر پنداشته و آن را بدين‌نام خوانده‌اند . و چون اين نام از ديگر نامهايى كه اعراب اين رود را بدان نامها مىخوانده‌اند همچون دجلة العوراء و فيض البصره و مانند آن براى آنها روان‌تر و دلنشين‌تر بوده آنها هم آن را به همين نام خوانده‌اند . * * * اين هم درخور توجه مىنمايد كه دو رودى كه از دو سوى جزيرهء آبادان به دريا مىريزند و امروز هريك را نام و منشأى جداگانه است در روزگاران قديم برخى از مآخذ قديم هردو را از يك منشأ و با يك نام نشان داده‌اند . ياقوت كه چنان كه گفتيم اين رود بزرگ بهمنشير يا شط العرب را همچنان به نام دجله مىخواند و از شط العرب در كتاب او نامى نيست گويد كه دجله وقتى

--> ( 1 ) . ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 60 .