محمد مهدى ملايرى

344

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

هخامنشى است « 1 » . حكمتهايى كه در ادبيات اسلامى از بهمن روايت شده در تاريخ سنتى ايران بهمن يكى از چهره‌هاى بسيار معروف و سرشناس است . وى علاوه بر اينكه قهرمان بسيارى از كارهاى بزرگ تاريخى بوده ، به علم و حكمت و دانش هم معروف گرديده و در ادبيات سنتى ايران جزؤ كسانى به شمار رفته كه سخنان حكمت‌آميز و خردافزا از ايشان روايت مىشده ، و در ادبيات ساسانى از جمله نوشته‌هاى اخلاقى در آيين مردمى يكى هم كتاب يا رساله‌اى بوده منسوب به همين بهمن كه در دوران اسلامى همه يا قسمتى از آن به عربى ترجمه شده و مسكويه رازى پاره‌اى از آن را در كتاب جاودان خرد خود كه به نام الحكمة الخالدة چاپ شده ، با عنوان « حكم لبهمن الملك » آورده است « 2 » .

--> ( 1 ) . در اين‌جا نكته‌اى هم به خاطر مىرسد كه شايد ذكر آن بىمورد نباشد و آن اين است كه در تمام روايات ايرانى كه حمزه اصفهانى آنها را بررسى كرده و صورت جامعى به آن داده و بيرونى هم همه آنها را به اضافه روايات اهل مغرب ( يعنى مورخان يونانى و رومى ) نقل كرده فاصله مرگ اين بهمن تا كشته شدن دارا آخرين پادشاه هخامنشى 56 سال است . ولى در فهرستى كه بيرونى از اهل مغرب نقل كرده فاصله مرگ اردشير اول پسر خشايار شاه يعنى همان كه به اردشير درازست ملقب بوده تا كشته شدن داريوش آخرين پادشاه هخامنشى 135 سال است و اختلاف بين اين دو تاريخ در حدود 79 سال مىشود . ولى اگر در نظر بگيريم كه در تاريخ داستانى ايران مدت سلطنت اين بهمن 112 سال نوشته شده و از آن چنين برمىآيد كه پس از بهمن نام شاهان ديگرى هم از قلم افتاده يا فراموش شده بوده و به همين‌سبب مدت سلطنت آنها هم بر سلطنت اردشير اول اضافه شده ولى در فهرست اهل مغرب چنين نشده از اين‌رو مدت سلطنت اردشير اول پسر خشايارشا 41 سال ذكر شده . حال اگر مدت سلطنت بهمن هم همين رقم 41 سال فرض شود نه 112 سال آن‌وقت اين اختلاف از 79 سال به 7 سال مىرسد كه تا حدى درخور مسامحه است . ولى اگر بهمن اردشير را كه در فهرست اهل مغرب آمده با اردشير دوم هخامنشى منطبق بدانيم ، فاصله او با مرگ داريوش تقريبا با آنچه در تاريخ سنتى ايران آمده يعنى 55 سال منطبق مىگردد . و با اين حساب مىتوان گفت كه در فهرست مورخان مغرب جاى لقب درازدست عوض شده يعنى به جاى اردشير دوم آن را لقب اردشير اول پنداشته‌اند . ( 2 ) . الحكمة الخالدة ، به تحقيق عبد الرحمن بدوى ، چاپ مكتبة النهضة المصريّة 1952 ص 61 .